نسبیت و مکانیک کوانتوم دو نظریه جالب و شگفت انگیزی و در
عین حال موفقی هستند که شالوده ی فیزیک مدرن را تشکیل می
دهد. نسبیت با سرعتهای بالا و دستگاه های مقایسه سروکار
دارد و قلمرو مکانیک کوانتوم ذرات بسیار کوچک است. و این
وجه تمایز فیزیک مدرن و فیزیک کلاسیک است که در محدوده
اجسام بزرگ و سرعتهای پائین کارایی خوبی دارد.
از اواسط قرن بیستم ترکیب نسبیت و مکانیک کوانتوم بعنوان
یک ضرورت علمی، ذهن بسیاری از فیزیکدانان را بخود مشغول
داشته است. اما نسبیت خود شامل دو نظریه نسبیت خاص و نسبیت
عام است. نسبیت خاص که نور و سرعت آن نقش اساسی دارد،
قوانین فیزیک را در دستگاه های لخت مورد بررسی قرار می
دهد. اما زمینه ی کاری نسبیت عام که به ساختار هندسی می
پردازد، بررسی قوانین فیزیک در چارچوب های شتاب است.
لذا ترکیب نسبیت و مکانیک کوانتوم به دو موضوع متفاوت
تبدیل می شود، یکی ترکیب مکانیک کوانتوم و نسبیت خاص و
دیگری ترکیب مکانیک کوانتوم با نسبیت عام.
با تلاش فیزیکدانان بزرگی چون دیراک در نیمه اول قرن بیست
مکانیک کوانتوم و نسبیت خاص بخوبی ترکیب شد و مکانیک
کوانتوم نسبیتی شکل گرفت. اما ترکیب نسبیت عام با مکانیک
کوانتوم، با تمام تلاشهایی که در این زمینه صورت گرفته،
هنوز بی نتیجه بوده است. از آنجاییکه نظریه سی. پی. اچ.
تلاشی است برای وحدت نظریه های فیزیک، لذا در فصول بعدی که
به بررسی پدیده ها از دیدگاه نسبیت و مکانیک پرداخته می
شود، پس توضیح آنها از نقطه نظر فیزیک مدرن، دیدگاه نظریه
سی. پی. نیز مطرح خواهد شد.
لازم به توضیح است که از دیدگاه سی. پی.
اچ. ترکیب مکانیک کوانتوم و نسبیت عام، بدون توجه به
مکانیک کلاسیک و نظریه ی هیگز، امکان پذیر نیست. لذا در
نظریه سی. پی. اچ. چهار نظریه مکانیک کلاسیک، مکانیک
کوانتوم، و نسبیت و میدانهای هیگز، همزمان مورد بررسی قرار
گرفته و ترکیب شده است.