|
WELCOME |
|
|
![]() |
|
|
![]() |
امواج الکترومغناطیسی که بطور نظری در سال 1864 توسط معادلات کلارک ماکسول پیشگویی شد، نشان داد که سرعت انتشار این امواج در خلاء از رابطه ی زیر به دست می آید
چنانچه نور در جهت مخالف دستگاه حرکت کند، آنگاه خواهیم داشت
w=c-v
بر این اساس ماکسول به فکر محاسبه سرعت حرکت منظومه ی شمسی نسبت به اتر افتاد. وی در سال 1879 طی نامه ای که برای تاد در آمریکا نوشت، طرحی را برای اندازه گیری سرعت حرکت منظومه ی شمسی نسبت به اتر پیشنهاد کرد. یک آمریکایی به نام مایکلسون این طرح را دنبال کرد و برای انجام آزمایش تداخل سنجی نیز ساخت و در سال 1880 آزمایش کرد
آنچه ازآزمایش مایکلسون به دست آمد بسیار گیج و ناراحت کننده بود. اولین فکری که قوت گرفت این بود که باید اشکال از معادلات ماکسول باشد که تنها بیست سال از عمر آن می گذشت. یعنی باید آنها را طوری تغییر داد تا با نسبیت گالیله ای سازگار باشد. اما آزمایش فیزو و سایر نتایج حاصل از حرکت نور و امواج الکترومغناطیسی آنها را تایید می کرد
هر تلاشی که برای توجیه علت شکست نتیجه ی آزمایش مایکلسون انجام می دادند، با شکست رو به رو می شد. در این میان دو نظریه از بقیه حالب تر به نظر می رسید
یکی کشش اتری که به موجب آن جارجوب اتر بطور موضعی به کلیه ی اجسام با جرم محدود متصل است. این نظریه هیچ اصلاحی را در قوانین نیوتن، نسبیت گالیله ای و معادلات ماکسول لازم نمی دانست. اما این نظری با کجراهی نور ستارگان ناسازگار بود
نظریه دوم نظریه گسیلی بود که طبق آن معادله های ماکسول را باید طوری اصلاح می کردند که سرعت نور با سرعت چشمه ی صادر کننده بستگی داشته باشد. این نظریه نیز با نور واصل از ستارگان دوتایی ناسازگار بود
در این اثنا انیشتین نظریه ی انقلابی نسبیت را ارائه کرد. مسئله نسبی بودن سرعت ، از نظر انیشتین ، تا جاییکه به اعتبار اصل نسبیت مربوط می شد به اتر و حرکت سوقی ربطی نداشت. طبق اصل نسبیت : قوانین طبیعت در تمام چارچوب های مرجع لخت یکسان اند. انیشتین پس از مطرح کردن اصل نسبیت ، به دو اصل موضوع بنیادی زیر پرداخت
یک- قوانین فیزیکی در تمام دستگاه های لخت یکسان است
دو- سرعت نور در خلاء ، در هر چارچوب لختی که اندازه گیری می شود با صرفه نظر از حرکت منبع نور ، معادل
c
است
اصل موضوعی دوم انیشتین ، در واقع اندیشه مکانیکی نیوتنی و سینماتیکی گالیله ای را رد می کند . طبق اصول سینماتیک ، اگر دو جسم متحرک با سرعت ثابت ، در حال حرکت به سمت یکدیگر باشند ، سرعت هر یک از آن ها در نقطه بر خورد ، برابر با مجموع سرعتشان است
اما درنسبیت انیشتین اینگونه نیست . اگر در نقطه ای نوری را گسیل کنیم ، ناظر ساکن و ناظر متحرک که با سرعت
v
در حال حرکت به سمت منبع است ، سرعت نور را
c
محاسبه می کنند.
نسبیت علاوه بر آنکه بخوبی توانست علت شکست نتیجه ی آزمایش مایکلسون را توجیه کند، از تمام آزمایش های مربوط به آن نیز با موفقیت بیرون آمد. علاوه بر آن به نتایج گرانقدری رسید که همه ی اندیشه بشریت را تحت ناثیر قرار داد.
همجنانکه که در بالا بیان شد، ثابت بودن سرعت نور به عنوان یک اصل موضوع مطرح شده است. اصول موضوع در هر زمینه ی علمی دارای این ویژگی هستند که اعتبار خود را تا زمانیکه با مورد نقض رو به رو نشده اند، حفظ می کنند و به محض مواجه با یک تناقض از اعتبار ساقط می شوند. ار آن جاییکه فیزیک یک دانش تجربی است، الزاماً بایستی ابطال اصولش نیز بر پایه تجربه باشد
علاوه بر مشاهدات تجربی که می تواند اصول موضوعی را به چالش بکشد، سازگاری این اصول با سایر نظریه هایی که قادر به توجیه پدیده های فیزیکی هستند نیز از اهمیت خاصی برخور دار است. تجارب کیهانی دهه ی 1970 به بعد اصل ثابت بودن سرعت نور را با مشکل جدی مواجه ساخته است که در زیر به برخی از آنها اشاره می شود
سرعت نور ثابت نيست
تئوري جديدي كه دانشمندان استراليايي مطرح كردهاند
و سرعت نور را ثابت نميدانند مهمترين تئوري فيزيك نوين يعني نسبيت انيشتين را از
اريكه قدرت به پايين ميكشد.
تيم فيزيكدانان دانشگاه مك كواري سيدني در استراليا به رياست پال ديويز
Paul Davies
احتمال آن كه سرعت نور طي ميلياردها سال كندتر شده باشد را مطرح ساختهاند. در اين صورت فيزيكدانان بايد در مورد بسيار از فرضيهها و تئوريهاي پايه بويژه در مورد قوانين حاكم بر عالم تجديد نظر كنند. ديويز در مصاحبه با رويتر گفت: «معني اين تئوري جديد آن است كه بايد از خير تئوري نسبيت و فرمول
E=mc2
و اين جور چيزها بگذريم البته نه به اين معني كه
كتابها را در اين مورد دور بيندازيم؛ هميشه تحولات علمي تئوريهاي قديميتر را در
خود هضم ميكند».
نتايج تحقيقات اين تيم در مجله نيچر
Nature
به چاپ رسيده است. جان وب اختر شناس دانشگاه نيوساوث ويلز با ارائه تئوري خود براساس شواهدي كه به دست آمده است ادعا ميكند كه سرعت نور ميتواند ثابت نباشد، كه اين موضوع معماي لاينحلي را پيش روي فيزيكدانان و اخترشناسان قرار داده است. براساس يافتههاي وب، نوري كه از كوثر-
Quasar
شيء شبيه به ستاره در آسمان - در طي دوازده
ميليارد سال سفر خود تا رسيدن به زمين فوتونهايي از سحابي بين ستارهاي دريافت
كرده است كه با فوتونهايي كه تاكنون ميشناختيم تفاوت دارد.
ديويز در توضيح يافتههاي وب ميگويد: مشاهدات وب به معني آن است كه ساختار
اتمهايي كه از نور كوثر ساطع ميشود تفاوت بسيار جزيي اما با اهميت ساختار
اتمهاي انسان دارد. دليل اين تفاوت فقط ميتواند از دو چيز ناشي شود: يا بخاطر
سرعت نور و يا بخاطر تخليه الكتروني
(Electron Charge)
از سويي دو قانون در قوانين فيزيك كيهاني مطرح است
كه سالهاست مورد پرسش قرار گرفته است. براساس اين دو قانون نه تخليه الكتروني و
نه سرعت نور قابل تغيير نيستند. اما بايد براي مشاهدات وب توضيحي داد: يا اين
مشاهدات اشتباه است و يا يكي از دو قانون ثبات سرعت نور و يا تخليه الكتروني قابل
تكيه نيست. تيم ديويز بنا را براين گذاشتند كه مشاهدات وب درست بوده و يكي از اين
دو قانون ممكن است آنطور كه تصور ميشد غيرقابل تغيير نباشد.
به اين ترتيب اين تيم به مطالعه سياه چالهها روي آوردند. سياه چالهها تودههاي
عظيم و اسرارآميزي هستند كه ماده را ميبلعند و حتي نور نيز از چنگال اين مكنده
در امان نيست. اگر قرار باشد به قانون دوم ترموديناميك- كه خود يك دگماتيسم ديگر
در فيزيك است- اعتقاد داشته باشيم در اين صورت تغيير در قانون ثبات تخليه
الكتروني قانون دوم ترموديناميك را در هم خواهد ريخت به همين دليل يك گزينه باقي
ماند و آن بررسي امكان متغير بودن سرعت نور است.
گرچه هنوز مطالعات به اندازه كافي نيست و مشاهدات وب از نور كوثر براي درهم ريختن
تئوريهاي موجود كافي نيست اما مطالعه در اين زمينه از چندي پيش آغاز شده است. ا
ز جمله ميتوان به مقالههايي كه در مجله Physical Review Letters منتشر شده
مراجعه كرد و گرچه بسياري از وفاداران به تئوريهاي موجود سعي دارند مشاهدات وب و
ديويز را اشتباه مشاهدهاي و اشتباه محاسباتي و آماري جلوه دهند، اما بحثي كه در
اين زمينه آغاز شده است روز به روز دامنهدارتر ميشود و به همان اندازهاي كه
خود كيهان سئوالات لاينحل باقي گذاشته مشاهدات اخير نيز بسياري از تئوريها را به
چالش كشانده است.
در اين وضعيت بايد روشن شود به چه چيزهايي از تئوري گذشته ميتوان تكيه كرد و
بايد ديد تئوريهاي جديد از عهده پاسخگويي به بسياري از پرسشها بر ميآيند يا خير.
در واقع از نظر ديويز همان بلايي كه تئوري نسبيت انيشتين و فيزيك كوانتوم بر
فيزيك قرن نوزدهم وارد آورد حالا خود شاهد آن خواهد بود كه تئوريهاي جديد پايه و
اساس اين تئوريها را متزلزل خواهد كرد. حداقل دستاورد اين مشاهدات اين است كه در
بررسي ساختار كيهان و اين كه از كجا نشأت گرفته و به كجا تكامل پيدا ميكند يك
گام رو به جلو برداشته شده است.
تئوري نسبيت ميگويد كه سرعت هيچ چيز از نور فراتر نميرود (سرعت نور در خلأ،
تقريباً000ر300 كيلومتر در ثانيه است). آرزوي انسان فراتر رفتن از اين سرعت است و
اين آرزوها در فيلمهايي مثل "Star Trek" انعكاس يافتهاند. حتي اگر انسان ابزاري
بسازد كه بتواند با سرعت نور حركت كند براي عبور از كهكشان راه شيري يكصدهزار سال
وقت لازم است.
منابع
کندتر از همیشه
ماگي جو
كتابی براى رد
محدوديت سرعت منتشر کرده است. وی جوانى جاه طلب نيست، بلكه استاد ۳۵ ساله فيزيك
نظرى در دانشگاه امپريال كالج لندن است
نویسنده اظهار می دارد چرا به رغم آنكه فضاى سه بعدى كيهانى كه در فضا- زمان
چهاربعدى جهانى خميده اينشتين قرار دارد، درست همانند فضاى اقليدسى، كاملاً مسطح
است؟ چرا محتويات آن در مقياس بزرگ چنين همگون است؟ در دهه ۱۹۸۰ آلن اچ گات از
موسسه فناورى ماساچوست پاسخ واحدى براى هر دو پرسش يافت.
اين پاسخ كه تورم
(inflation)
نام دارد بيان مى كند كه درست پيش از انبساط
آهسته و مداوم فضا كه باعث مى شود مواد موجود در آن به اطراف پراكنده شوند، در يك
فاصله زمانى كوتاه انبساط فضايى ناگهانى، شديد و غيرمعمولى رخ داده است. آن ميدان
گذرا، در نهايت از بين رفت و مخلوط پيچيده اى از ذرات (و از جمله تابش ها) را به
وجود آورد كه هنوز هم در فضا سير مى كنند. آثار اين فشار اوليه هنوز هم به صورت
انبساط هابل كه براى ما قابل مشاهده است، وجود دارد كه سرعت اين انبساط امروزه در
حال افزايش است
در تفسير هايى كه جزئياتى در مورد وضعيت اوليه
ارائه مى دهد، انحراف هاى كوچكى وجود دارد. طى چند سال گذشته يكى از كار هاى اصلى
اين بوده است كه تمام اين ضعف هاى جزيى تجزيه و تحليل شود تا اطلاعات لازم در
مورد ماده اوليه، تغييرات و حركت آن با توجه به رشد كنونى كيهان تهيه شود. امروزه
معماى واقعى جديدى وجود ندارد
هر چند كه پرسش هاى زيادى باقى مانده است كه بايد پاسخ آنها را دريابيم كه از
جمله مهم ترين آنها ميراث اسرار آميز و ناشناخته اينشتين است، يعنى «ثابت»
كيهانشناختى وى. اين كتاب بيانيه فردى است كه مواضع مخالف خود را نسبت به مطالبى
كه پيش از اين با قاطعيت پذيرفته شده است، با صراحت و خلاقيت بيان مى كند
مولف و همكارانش در اين كتاب شك و ترديد هايى نسبت به مفهوم تورم ابزار كرده اند:
تورم پديده اى است كه با سرعت بى نهايت رخ داده است. براى مخلوط كردن تركيب چگال
و داغ اوليه در دوران هاى ابتدايى، مى بايست با نور رقابت كرده و آن را تا مرز هاى
دوردست تورم پشت سر گذاشت يعنى سريع تر از نور؟ اينشتين و همفكرانش تاييد كرده اند
كه فقط يك راه براى انجام چنين چيزى وجود دارد: استفاده از گرانش دافعه اى. اين
مفهوم در تئورى آنان وجود داشت
ماگي جو حدس مى زند كه شايد راه ديگرى هم وجود داشته باشد. اگر ماده نسبت به نور
چنين كند است، چرا سرعت نور در گذشته نمى توانسته است بيشتر و بيشتر باشد؟
Scientific American, Apr2003
* فيليپ موريسون استاد فيزيك در موسسه فناورى ماساچوست، از سى و پنج سال پيش
تاكنون سرگرم نوشتن مقاله در ساينتيفيك آمريكن بود
متن کامل
http://cph-theory.persiangig.com/L529-ketabialahenesbiat.htm
دانشمندان سرعت نور را افزايش دادند
محققان اروپايي به دنبال راهي براي پردازش اطلاعات با سرعت نور هستند
تيمي از دانشمندان اروپايي براي اولين بار نشان دادهاند كه ميتوان سرعت نور
را كنترل كرد
محققان مركز فرانسوي
ميگويند: كاهش دادن سرعت نور براي خود آنها چندان حيرت انگيز نبوده؛ اما آنچه كه واقعا خود آنها را شگفتزده كرده اين است كه آنها توانستهاند نور با سرعت بيشتري از سرعت نور (300 ميليون متر بر ثانيه در خلاء) هدايت
کندhttp://www.iritn.com/?action=show&type=news&id=9035
منبع اصلی
http://actualites.epfl.ch/index.php?module=Presseinfo&func=view_com&id=288
مشکل کجا است؟
هرچند انیشتین ثابت بودن سرعت نور را در خلاء و نسبت به همه ی ناظران لخت به عنوان یک اصل مطرح کرد، اما معادلات الکترومغناطیس ماکسول نشان می دهد که سرعت نور تابع دو ثابت اکتریکی و مغناطیسی است
لذا مسئله ی ثابت بودن یا نبودن سرعت نور بسیار پیچیده تر از آن است که بتوان تنها با برخوردی ساده به اصل موصوع نسبیت به آن نگریست. بنابراین هرگونه راه حلی در این زمینه بایستی به ماهیت امواج الکترومغناطیسی توجه داشته باشد و در عین حال باید ثابت گذردهی خلاء و ثابت تراوایی مغناطیسی را نیز در مد نظر قرار دهد. این ثابتها بسیار مهمتر از آن هستند که بتوان ثابت بودن سرعت نور را تنها از دریچه ی اصل موضوع نسبیت مورد نظر قرار داد. همچنین ارائه ی هر راه حلی بایستی بتواند نظریه تورم و انبساط فوق العاده سریع جهان را در لحظات آغازین بیگ بنگ توجیه کند.
گذشته از آن، این مشاهدات نجومی و اظهار نظرها و آزمایشی که در بالا ذکر شد، هیچکدام پشتوانه ی نظری برای ارائه دلیل ثابت نبودن سرعت نور ندارند. اما نظریه سی. پی. اچ. با توجه به ساختمان فوتون و تاثیر متقابل فوتون و گرانش و خواص انرژی زایی فضا، بخوبی از عهده ی توضیح آن بر می آید که چرا سرعت نور ثابت نیست و چرا در لحظه ی آغاز بیگ بنگ سرعت انبساط جهان تا این اندازه بالا بوده است
شواهد تجربي بسياري وجود دارد كه گرانش، انرژي الكترومغناطيسي توليد مي كند. به همين دليل از زماني كه نيروهاي الكتريكي و مغناطيسي مورد توجه و آزمايش قرار گرفت، فيزيكدانان به وابستگي شديد نيروهاي الكترومغناطيسي و گرانشي پي بردند. فارادي نخستين كسي است كه اين وابستگي را متذكر شد. پلانك نيز چنين نظري داشت. اينشتين نيز مدت 35 سال تلاش كرد تا روابطي مشابه وابستگي الكتريسيته و مغناطيس، بين گرانش و الكترومغناطيس ارائه دهد. اما چرا این کوشش ها اين كوششها بي نتيجه ماند؟
علاوه بر آن در محاسبات ماکسول برای به دست آوردن سرعت نور، پارامترهای مورد استفاده با توجه به خلاء منظور شده که این خلاء مورد استناد، خلاء کلاسیکی است. در حالیکه امروزه می دانیم که خلاء خود مولد انرژی است. در نظریه سی. پی. اچ. فضا انباشته از سی. پی. اچ. است که در صورت داشتن اسپین گراویتون نامیده می شوند و با توجه به تاثیر متقابل گرانش و فوتون گذر دهی خلاء نیز از نقطه ای به نقطه ی دیگر تغییر می کند و این تغییرات تابع چگالی سی. پی. اچ. در محیط است
فوتون چیست؟
فوتون بسته انرژی در حال دوران است. همچنین میدانهای الکتریکی و مغناطیسی (الکترومغناطیسی) اطراف یک پرتو نوری ازنوع میدانهای الکترومغناطیسی استاتیک نست. میدان الکترومغناطیسی که توسط یک فوتون ایجاد می شود، بسیار قوی تر از میدان گرانشی آمیخته با آن است. افزون بر آن تا کنون مشخص نشده که انرژی میدان گرانشی فوتون استاتیک است یا نوسانی می باشد. همچنین هنوز شناخته نشده که این دو میدان الکترومغناطیسی و گرانشی چگونه توسط فوتون تولید می شود و چرا تا این اندازه اختلاف دارند. این یک معمای حل نشده ی فیزیک است
http://www.newphysics2000.org/photon.htm
موج الکترومغناطیسی و گرانش
اجازه دهید یک نگاه جدید به رفتار امواج الکترومغناطیسی در میدان گرانشی بیندازیم، این نگرش می تواند در حل این معما مفید واقع شود. همچنانکه می دانیم یک موج الکترومغناطیسی از دو میدان الکتریکی و مغناطیسی عمود بر هم تشکیل شده است. شکل 1

W=DE
یک قسمت از کار انجام شده توسط فوتون به انرژی الکتریکی و قسمت دیگر آن به انرژی مغناطیسی تبدیل می شود. شکل 2

Figure 2
CPH اصل
Principle of CPH
CPH
یک
ذره بنیادی با جرم ثابت است که با سرعت ثابت حرکت می کند. این ذره دارای لختی دورانی است. در هر واکنش بین این ذره با سایر ذرات یا نیروها در مقدار سرعت آن تغییری داده نمی شود، بطوریکه
gradVc=0 in all inertial frames and any space
P=mVc
همچنین دارای لختی دورانی
I
است
هنگامیکه نیروی خارجی بر آن اعمال شود، قسمتی از سرعت انتقالی آن به سرعت دورانی (یا بالعکس ) تبدیل می شود، بطوریکه در مقدار
Vc
تغییری داده نمی شود. یعنی اندازه حرکت خطی آن به اندازه حرکت دورانی و بالعکس تبدیل می شود. بنابراین مجموع انرژی انتقالی و انرژی دورانی آن نیز همواره ثابت است. تنها انرژی انتقالی آن به انرژی دورانی و بالعکس تبدیل می شود. هنگامیکه سی. پی. اچ. دارای حرکت دورانی
Spin
است، گراویتون نامیده می شود. شکل 3

Figure 3
بار-رنگ و مغناطیس-رنگ
هنگامیکه یک سی. پی. اچ. وجود سی. پی. اچ. دیگری را احساس می کند، آنها دارای اسپین می شوند که گراویتون نامیده می شود. یک گراویتون نظیر نیروی الکتریکی رفتار می کند و گراویتون دیگر نظیر نیروی مغناطیسی رفتار می کند، بهمین دلیل میدانهای الکتریکی و مغناطیسی ظاهر می شود. شکل 4

Figure 4
شکل 4 نشان می دهد که دو گراویتون با جرم
m
و اندازه حرکت
p=mVC
در فاصله ی
r ,
یکدیگر را حس کرده و یکدیگر را جذب می کنند. اما چون مقدار سرعت آنها ثابت است، حرکت انتقالی آنها به حرکت دورانی
Spin
تبدیل می شود. هنگامیکه سی. پی. اچ. دارای اسپین، بصورت بار-رنگ یا مغناطیس-رنگ ظاهر می شود. در واقع گراویتون به دلیل آنکه دارای اسپین است به یکی از دو صورت بار-رنگ یا مغناطیس-رنگ وجود دارد
یک فوتون از تعدادی گراویتون تشکیل می شود که دارای
Spin
هستند . شکل 5
همچنین فوتون دارای اسپین است. بنابراین هنگامیکه فوتون با سرعت نور حرکت می
کند، گرایتون هایی که فوتون را تشکیل داده اند دارای حرکتهای زیر می باشند
حرکت انتقالی برابر سرعت نور،
زیرا فوتون با سرعت نور منتقل می شود و اجزای تشکیل دهنده آن نیز الزاماً با همین
سرعت منتقل می شوند
حرکت دورانی
(اسپین)، زیرا طبق اصل سی. پی. اچ. مقدار سرعت سی. پی. اچ. بیشتر از سرعت نور است
و هنگامیه سی. پی. اچ. ها با یکدیگر ادغام می شوند و سایر ذرات را تشکیل می دهند،
مقداری از سرعت انتقالی آنها به اسپین تبدیل می شود
و حرکت ناشی از اسپین فوتون،
زیرا گراویتون ها در ساختمان فوتون هستند و از حرکت اسپینی فوتون سهم می برند.
شکل 5

Figure 5
در حقیقت
CPH
یک زیر کوانتوم هستی در طبیعت است.
Sub Quantum of existence in Nature
این زیر کوانتوم دارای جرم است، پس جلوه ی ماده است، دارای اندازه حرکت است که
بیان کننده ی انرژی است. همچنین دارای یک زیر کوانتوم بار-رنگ یا مغناطیس-رنگ در
اطراف خود است. هنگامیکه دو سی. پی. اچ. در زیر کوانتوم بار-رنگ یا
مغناطیس-رنگ یکدیگر قرار گیرند، وجود
یکدیگر
را حس کرده و همدیگر را جذب می کنند. شکل 6
یک کوانتوم انرژی از تعدادی سی. پی. اچ. تشکیل می شود. همچنین سی. پی. اچ. ها روی
سی. پی. اچ. های دیگر کار انجام می دهند و تولید انرژی می کنند. در واقع یک
کوانتوم انرژی از تعدادی سی. پی. اچ. تشکیل
می شود که
یک موج الکترومغناطیسی است
سی. پی. اچ. ها هنگامی یکدیگر را حس می کنند که با یکدیگر تماس بگیرند (برخورد کنند که در اینصورت به دلیل اسپین یکدیگر را می رانند) یا در فاصله بسیار کمی از یکدیگر باشند نظیر فاصله ای به اندازه ی طول پلانک که تقریباً برابر است با
( Plank Length that is equal 1.6x10-35 m)
در چنین حالتی بار-رنگ/مغناطیس-رنگ آنها روی یکدیگر اثر کرده و یکدیگر را جذب می کنند. شکل 6

Figure 6
گرانش Gravity
زمین دارای میدان گرانش است. یک میدان گرانشی از تعداد متنابهی سی. پی. اچ. (گراویتون) تشکیل شده است. پس میدان گرانشی زمین نیز از تعداد بیشماری سی. پی. اچ تشکیل
می شود که در اطراف زمین در حرکت هستند
بار-رنگ و مغناطیس رنگ
و معادلات الکترومغناطیسفرض کنیم دو سی. پی. اچ. با سرعت خطی
Vc
حرکت می کنند که یکدیگر ار احساس می کنند. آنها یکدیگر را جذب می کنند و با توجه به
gradVc=0
آنها دارای اسپین خواهند شد و می توان نوشت
gradVc=0 => axi+ayj+azk=0, that ax is accelerating on x axes, ay is accelerating on y axes, az is accelerating on z axes and i, j and k are unit vectors.



آلفای گرانش
همانطور که در بالا توضیح دادم، گراویتون بار-رنگ یا مغناطیس-رنگ است. یک گراویتون نظیر ذره ی تبادلی نیروی الکتریکی عمل می کند که آن را فوتون می نامند. بنابراین ما می توانیم با توجه به عدد آلفا مقدار عددی ذره ی تبادلی گرانش را توضیح دهیم. همچنانکه می دانیم عدد آلفا برابر است با
برای به دست آوردن ساختار ثابت گرانشی بایستی به نسبت نیروی گرانش و نیروی
الکتریکی توجه کنیم. برای اینکار نیروی الکتریکی و نیروی گرانشی بین الکترون و
پروتون را در اتم هیروژن حساب می کنیم. خواهیم داشت
Fe=kq1q2/r^2, Fg=Gm1m2/r^2,
بنابراین داریم
Fg/Fe=10^-40,
پس

بنابراین
Alfa of gravity is 1/137x10^40
همچنین باید توجه داشت که در رابطه ی آلفا
h-bar
اسپین فوتون و ثابت است. اما در رابطه ی آلفای گرانشh-bar
اسپین گراویتون و برابر 2 است و با توجه به نظریه سی. پی. اچ. اسپین تابعی از شدت گرانشی است
سی. پی. اچ. و نظریه تورم
با توجه به اینکه فوتون از تعدای سی. پی. اچ. تشکیل می شود که با مقدار سرعت ثابت
Vc
حرکت می کنند بطوریکه
gradVc=0 in all inertial frames and any space
سئوال این است که مقدار
Vc
چفدر است؟ این مقدار در مقاله ی
سرعت گرانش مورد بررسی قرار گرفته که بیشتر از2x10^28 m/s=10^20c
یعنی بیشتر از ده بتوان بیست برابر سرعت نور است. چنین سرعتی در آغاز بیگ بنگ امکان پذیر بوده که بخوبی می تواند نظریه تورم را توجیه کند
برای مطالعه بیشتر و دست رسیی به مقالات سی. پی. اچ. به لینک زیر مراجعه فرمایید
http://cph-theory.persiangig.com/cphtheory.htm
همچنین فیلم ساختمان فوتون را نیز ببینید
This site is © Copyright CPH 2004-2005, All Rights Reserved.
Powered by M.H. Dalvand