|
WELCOME |
|
![]() |
|
|
مقدمه
در این نوشته هدف اصلی توجیه اثر متقابل فوتون و گراویتون با توجه به نظریه سی. پی. اج. است. نخستین برخورد ها با اثر فوتوالکتریک از دیدگاه الکترومغناطیس کلاسیک صورت گرفت که توانایی توجیه آن را نداشت. سپس انیشتین این پدیده را با توجه به دیدگاه کوانتومی توجیه کرد. بنابراین نخست میدانها و امواج الکترومغناطیسی کلاسیک را بطور فشرده بیان کرده، آنگاه با ذکر نارسایی آن به تشریح پدیده فوتوالکتریک از دیدگاه انیشتین می پردازم و سرانجام هر سه اثر فوتوالکتریک، اثر کامپتون و تولید و واپاشی زوج ماده - پاد ماده را با توجه به نظریه سی. پی. اچ. بررسی خواهم کرد. و سرانجام تلاش خواهد شد تا وحدت نیروهای الکترومغناطیس و گرانش را نتیجه گیری کنیم
نیروهای الکتریکی و مغناطیسی
نیروهای بین بارهای الکتریکی را می توان به دو نوع تقسیم کرد. دو بار نقطه ای ساکن یا متحرک به یکدیگر نیروی الکتریکی وارد می کنند که از رابطه ی زیر به دست می آید
Fe=kqQ/r2
که در آن
وقتی دو بار الکتریکی نسبت به ناظری در حرکت باشند، علاوه بر نیروی الکتریکی، نیروی مغناطیسی نیز بر یکدیگر وارد می کنند
از آنجاییکه بررسی نیروها با استفاده از مفاهیم میدان عمیق تر و ساده تر است، می توان گفت که هر بار الکتریکی در اطراف خود یک میدان الکتریکی ایجاد می کند که شدت آن در فاصله
r
از آن، از رابطه ی زیر به دست می آید
E=kq/r2
حال اگر ذره ی باردار حرکت کند، در اطراف آن علاوه بر میدان الکتریکی، یک میدان مغناطیسی نیز ایجاد می شود که وجود چنین میدان مغناطیسی بصورت تجربی قابل اثبات است
اگر ذره ای با بار الکتریکی
q
در یک میدان مغناطیسی
B
و با سرعت
v
حرکت کند، نیرویی بر آن وارد می شود که بر صفحه ی
B, v
عمود است که از رابطه ی زیر به دست می آید
F=qvxB
از این رو، بار
q
که به فاصله ی
r
از
Q
قرار دارد و با سرعت
v
حرکت می کند، یک میدان مغناطیسی در محل
Q
تولید می کند که از رابطه ی زیر به دست می آید
بطور خلاصه، در نقطه ای که میدان الکتریکی و مغناطیسی
E , B
وجود دارد، نیروی الکترومغناطیسی وارد بر ذره ی باردار، با بار
q
که با سرعت
v
حرکت می کند برابر است با
میدانهای الکترومغناطیسی
در یک میدان الکتریکی موجود در فضا، به عنوان مثال در بین صفحات یک خاذن باردار، انرژی الکتریکی وجود دارد. چگالی انرژی یا انرژی الکتریکی در واحد حجم از رابطه ی زیر به دست می آید
بطور مشابه چگالی انرژی مغناطیسی مثلاً انرژی مغناطیسی در ناحیه بین قطب های یک آهنربا برابر است با
امواج الکترومغناطیسی
بار الکتریکی ساکن میدان الکتریکی می آفریند. اما بار الکتریکی متحرک علاوه بر میدان الکتریکی، میدان مغناطیسی نیز ایجاد می کند که در قانون آمپر بخوبی نشان داده شده است. بنابراین در اطراف یک بار الکتریکی متحرک دو میدان الکتریکی و مغناطیسی وجود دارد. یعنی با تغییر میدان الکتریکی، میدان مغناطیسی تولید می شود. همچنین میدان مغناطیسی متغییر نیز نیز به نوبه خود، یک میدان الکتریکی می آفریند که با قانون فاراده نشان داده می شود. این مطالب نشان می دهد که چگونه امواج الکترومغناطیسی تولید می شوند. بنابراین یک بار الکتریکی در حال نوسان (شتابدار) در فضا امواج الکتریکی و مغناطیسی تولید می کند. فرکانس این امواج برابر است با فرکانس بار الکتریکی تولید کننده ی امواج. این میدانها، یک میدان الکترومغناطیسی تشکیل می دهند که پس از انتشار با سرعت نور
c
در فضا منتشر می شود
امواج الکترومغناطیسی که در بالا توصیف شد بطور نظری در سال 1864 توسط معادلات کلارک ماکسول پیشگویی شد. علاوه بر آن ماکسول نشان داد که سرعت انتشار این امواج در خلاء از رابطه ی زیر به دست می آید
شدت موج الکترومغناطیسی
شدت موج الکترومغناطیسی برابر است با مقدار انرژی که از واحد سطح در واحد زمان می گذرد که از روابط زیر به دست می آید
امواج الکترومغناطیسی برای اولین بار توسط هانریش هرتز در سال 1887 در آزمایشگاه مشاهده شد. طیبف امواج الکترومغناطیسی از امواج رادیویی با طول موجهای بلند تا امواج کوتاه گاما را شامل می شود و نور معمولی بخش بسیار ناچیزی از آن را تشکیل می دهد
کشف اثر فوتوالکتریک
هرتز در جریان آزمایشهایی که برای تایید پیشگویی های نظری ماکسول در مورد امواج الکترومغناطیسی انجام می داد، اثر فوتوالکتریک را نیز کشف کرد. بدین معنی که هرگاه نور بر فلزات بتابد، سبب صدور الکترون از سطح فلز می شود. وقتی که فیزیکدانان به تکرار این آزمایش پرداختند، با کمال تعجب متوجه شدند که شدت نور، تاثیری بر انرژی الکترونهای صادر شده ندارد. اما تغییر طول طول موج نور بر انرژی الکترونها موثر است، مثلاً سرعتی که الکترونها بر اثر نور آبی به دست می آورند، بیشتر از سرعتی است که بر اثر تابش نور زرد به دست می آورند
همچنین تعداد الکترونهایی که در نور آبی با شدت کمتر از سطح فلز جدا می شوند، کمتر از تعداد الکترونهایی است که بر اثر نور زرد شدید صادر می شوند. اما باز هم سرعت الکترونهایی که بر اثر نور آبی صادر می شوند، بیشتر از سرعت الکترونهایی است که توسط نور زرد صادر می شوند. علاوه بر آن نور قرمز، هر قدر هم که شدید باشد، نمی تواند از سطح بعضی از فلزات الکترون جدا کند
نارسایی الکترومغناطیس کلاسیک در توجیه اثر فوتوالکتریک
می دانیم الکترونهای ظرفیت در داخل فلز آزادی حرکت دارند، اما به فلز مقید هستند. برای جدا کردن آنها از سطح فلز بایستی انرژی به اندازه ای باشد که بتواند بر این انرژی مقید فائق آید. در صورتیکه این انرژی کمتر از مقدار لازم باشد، نمی تواند الکترون را از سطح فلز جدا کند. طبق نظریه ی الکترومغناطیس کلاسیک، انرژی الکترومغناطیسی یک کمیت پیوسته بود، لذا هر تابشی می بایست در الکترون ذخیره و با انرژی قدیمی که الکترون داشت، حمع می شد تا زمانیکه انرژی مورد نیاز تامین گردد و الکترون از فلز جدا شود
از طرف دیگر چون مقدار انرژی مقید الکترونهای داخل فلز هم ارز هستند، اگرانرژی لازم برای جدا شدن آنها به اندازه ی کافی می رسید، می بایست با جدا شدن یک الکترون از سطح فلز، تعداد زیادی الکترون آزاد شود
همچنین با توجه به اینکه انرژی پیوسته است، می بایست انرژی تابشی بین الکترونهای آزاد توزیع می شد تا هنگامیکه انرژی همه ی الکترونها به میزان لازم نمی رسید، نمی بایست انتظار جدا شدن الکترونی را داشته باشیم. به عبارت دیگر نمی بایست به محض تابش، شاهد جدا شدن الکترون از سطح فلز بود
مکانیک کوانتومی
همزمان با این مشکلات که مکانیک کلاسیک با آن رو به رو بود، یک رویداد دیگر در شرف تکوین بود. در سال 1893 ویلهلم وین نظریه ای در باره ی توزیع انرژی تابش جسم سیاه یعنی مقدار انرژی که در یک طول موج معین تابش می کند وضع کرد. بر طبق این نظریه فورمولی به دست آمد که توزیع انرژی را در انتهای بنفش با دقت توصیف می کرد، اما در باره ی توزیع انرژی در انتهای قرمز طیف صدق نمی کرد. از طرف دیگر لرد ریلی و جیمز جینز معادله ای به دست آوردند که توزیع انرژی را در انتهای قرمز طیف بیان می کرد ولی در انتهای بنفش صدق نمی کرد. ماکس پلانک در باره ی این مسئله به پژهش پرداخت و متوجه شد که به جای منطبق ساختن معادلات با واقعیات، باید مفهوم کاملاً جدیدی مطرح کند. به این ترتیب اولین قدم را ماکس پلانک در سال 1900 با معرفی مفهوم کوانتوم یا گسستگی انرژی برداشت. وی تنها زمانی توانست پدیده تابش جسم سیاه را توصیف کند که فرض کرد مبادله انرژی بین تابش و محیط با مقدارهای گسسته یا کوانتیزه انجام می شود. این نظر پلانک باعث کشف های جدیدی شد که نتیجه آن ارائه راه حل هایی برای برجسته ترین مسئله های آن زمان بود
E = nhf
n عدد صحیح است
h یا ثابت پلانک
آنگاه یک فوتون با انرژی
زمانی می تواند الکترون را از سطح فلز جدا کند که
چنانچه انرژی فوتون فرودی بیشتر از انرژی بستگی الکترون باشد، مابقی انرژی بصورت انرژی جنبشی الکترون ظاهر می شود. و خواهیم داشت
hf=1/2 m0 v2 +hf0
بهمین دلیل اگر انرژی نور تابشی کمتر از انرژی بستگی فوتون باشد، با هر شدتی که بر سطح فلز بتابد، پدیده فوتوالکتریک روی نمی دهد. علاوه بر آن به محض رسیدن فوتون با انرژی کافی بر سطح فلز، گسیل فوتوالکتریک بی درنگ اتفاق می افتد
هرچند در اینجا بحث در مورد اثر تابش بر سطح فلز بود، اما این اثر به فلزات محدود نمی شود. بطور کلی هرگاه فوتونی با انرژی کافی به الکترون مقید برخورد کند، الکترون را از اتم جدا می کند و اتم یونیزه می شود
همچنین شدت موج الکترومغناطیسی در نظریه مکانیک کوانتوم مفهوم جدیدی پیدا کرد. در مکانیک کوانتوم شدت موج تکفام الکترومغناطیسی برابر است با حاصلضرب انرژی هر فوتون در تعداد فوتونهایی که در واحد زمان از واحد سطح عبور می کنند
که در آن
l
طول موج است
وقتی یک باریکه ی الکترومغناطیسی تکفام را به عنوان مجموعه ای متشکل از فوتونهای ذره گونه که هریک دارای انرژی و اندازه ی حرکت دقیقاً معلوم در نظر بگیریم، عملاً پراکندگی تابش الکترومغناطیسی به صورت مسئله ای که شامل برخورد فوتون با یک ذره ی باردار است در می آید
نظریه کوانتومی ایجاب می کند که ذره ی باردار در هنگام برخورد با فوتون، انرژی کسب کند. در اینجا فوتون قسمتی از انرژی خود را از دست می دهد و این انرژی به ذره ی باردار منتقل می شود. در این صورت ذره و فوتون هر دو با انرژی و اندازه ی حرکت جدید در مسیرهایی که الزاماً مسیر قبلی نیست به حرکت خود ادامه می دهند

بررسی برخورد کامپتون بین یک فوتون و یک الکترون را می توان در حالت کلی، حتی زمانی که الکترون مقید است، در نظر گرفت

نتیجه گیری
با دقت به اثر فوتوالکتریک و اثر کامپتون بخوبی مشاهده می شود که
یک - یک فوتون تمام انرژی خود را به الکترون منتقل می کند
دو - یک الکترون ممکن است قسمتی از انرژی خود را به الکترون منقل کند
سه - در نسبیت فرض می شود که فوتون دارای جرم حالت سکون صفر است
در ادامه این موارد را مجدداً مورد بررسی قرار می دهیم
اثر موسبوئر
يعني جابجايي به سمت آبي گرانش. كه در آن
در نسبیت فوتون دارای جرم حالت سکون صفر است و تنها در شرایط سرعت نور تولید می شود. اما نسبیت هیچ توضیحی در این مورد ندارد که فوتون چگونه تولید می شود و اجزای تشکیل دهنده ی آن چیست که موجب می شود فوتون با سرعت نور حرکت کند. همچنین مکانیک کوانتوم نیز در این مورد توضیحی ندارد
اثر موسبوئر نشان می دهد که انرژی فوتون در میدان گرانشی تغییر می کند. خوب اگر فوتون تنها دارای انرژی جنبشی است، همانطور که در توجیه پدیده ی فوتوالکتریک مورد توجه و استفاده قرار گرفت، و تغییر انرژی فوتون در میدان گرانشی، حامل نکات بسیار مهمی است که می تواند ما را به بررسی ساختمان فوتون رهنمون شود تا اجزای تشکیل دهنده ی آن را بشناسیم
نظریه سی. پی. اچ. . ساختمان فوتون
فرض کنیم یک ذره با جرم ثابت m وجود دارد که با
مقدار سرعت ثابت Vc نسبت به تمام دستگاه های لخت حرکت می کند. و
Vc>c, c is speed of light
بنابراین سی. پی. اچ. دارای اندازه حرکت خطی برابر mVc است
اصل CPH
Principle of CPH
سی. پی. اچ. یک ذره بنیادی با جرم ثابت است که با
مقدار سرعت ثابت حرکت می کند. این ذره داری لختی دورانی است. در
هر واکنش بین این ذره با سایر ذرات یا نیروها در مقدار سرعت آن
تغییری داده نمی شود، بطوریکه :
gradVc=0 in all inertial frames and any space
هنگامیکه نیروی خارجی بر آن اعمال شود، قسمتی از سرعت انتقالی آن به سرعت دورانی (یا بالعکس ) تبدیل می شود، بطوریکه در مقدار
Vc
تغییری داده نمی شود.
یعنی اندازه حرکت خطی آن به اندازه حرکت دورانی و بالعکس تبدیل
می شود. بنابراین مجموع انرژی انتقالی و انرژی دورانی آن نیز
همواره ثابت است. تنها انرژی انتقالی آن به انرژی دورانی و
بالعکس تبدیل می شود
هنگامیکه سی. پی. اچ. دارای حرت دورانی حول محوری
که از مرز جرم آن می گذرد است، یعنی زمانیکه سی. پی. اچ. دارای
Spin
است، آن را گراویتون می نامیم
When CPH has Spin
It calls Graviton
هنگامیکه گراویتون روی یک ذره/جسم کار انجام می دهد، گروایتون
ناپدید شده و به انرژی جسم تبدیل می شود. زیرا این امر قابل
توجیه نیست که نیرو تولید انرژی کند و هیچ تغییری در آن ایجاد
نشود
تمام تلاشها برای پیدا کردن یک نیروی اساسی واحد در طبیعت به این
دلیل بی نتیجه بوده است که فیزیکدانان هیچ توجهی به تغییرات نیرو
نداشته اند. در حقیقت نیرو و انرژی قابل تبدیل به یکدیگرند. یعنی
نیرو به انرژی تبدیل می شود و انرژی نیز به نیرو تبدیل می شود.
همچنین یک گراویتون روی گراویتون دیگر کار انحام می دهد، اما
نتیحه ی این کار تغییر انرژی جنبشی به انرژی دورانی است .
هنگامیکه گراویتون ها در کنار یکدیگر قرار می
گیرند (ادغام می شوند) همان جلوه ای را از خود بروز می دهند که
ما آن را انرژی می نامیم.
شکل زیر نشان می دهد که دو سی. پی. اچ. با در فاصله
r ,
یکدیگر را حس کرده و یکدیگر را جذب می کنند. اما چون مقدار سرعت
آنها ثابت است، حرکت انتقالی آنها به حرکت دورانی Spin تبدیل می
شود
یک فوتون از تعدادی گراویتون تشکیل می شود که دارای Spin هستند.
همچنین فوتون دارای اسپین است. بنابراین هنگامیکه فوتون با سرعت
نور حرکت می کند، گرایتون هایی که فوتون را تشکیل داده اند دارای
حرکتهای زیر می باشند
حرکت
انتقالی برابر سرعت نور، زیرا فوتون با سرعت نور منتقل می شود و
اجزای تشکیل دهنده آن نیز الزاماً با همین سرعت منتقل می شوند
حرکت دورانی (اسپین)، زیرا طبق اصل سی. پی. اچ.
مقدار سرعت سی. پی. اچ. بیشتر از سرعت نور است و هنگامیه سی. پی.
اچ. ها با یکدیگر ادغام می شوند و سایر ذرات را تشکیل می دهند،
مقداری از سرعت انتقالی آنها به اسپین تبدیل می شود
و
حرکت ناشی از اسپین فوتون، زیرا گراویتون ها در ساختمان فوتون
هستند و از حرکت اسپینی فوتون سهم می برند.
هنگامیه فوتون با یک الکترون برخورد می کند، تعدادی (یا همه ی ) سی. پی. اچ. های خود را از دست می دهد. این سی. پی. اچ. ها وارد ساختمان الکترون می شوند
در پدیده فوتوالکتریک تمام سی. پی. اچ. های فوتون وارد ساختمان الکترون می شوند.
در اثر کامپتون تعدادی از سی. پی. اچ. های فوتون وارد ساختمان الکترون می شوند.

تولید زوج الکترون - پوزیترون
در فرایند تولید زوج الکترون - پوزیترون اصولی باید محفوظ بماند تا این پدیده روی دهد. این اصول عبارتند از بقای انرژی نسبیتی کل، بقای اندازه حرکت و بقای بار الکتریکی، زیرا فوتون از نظر الکتریکی خنثی است و مجموع بارهای الکتریکی بعد از تولید نیز باید صفر باشد. بقای اندازه حرکت نیز نشان می دهد که یک فوتون نمی تواند در فضای تهی محو شود و زوج تولید کند. چنین فرایندی با حضور یک هسته ی سنگین امکان پذیر است تا بقای اندازه حرکت و بقای انرژی نسبیتی نقض نشود
در ارتباط با تولید زوج، فرایند معکوسی وجود دارد که نابودی زوج نامیده می شود. یک الکترون و یک پوزیترون مجاور یکدیگر، در هم ادغام می شوند و به جای آن انرژی تابشی به وجود می آید

با نوسان ذره ی باردار موج الکترومغناطیسی در فضا منتشر می شود
که فرکانس آن با فرکانس نوسان ذره ی باردار برابر است
بنابراین برای تولید یک موج الکترومغناطیسی (فوتونها)، بایستی ذره ی بار دار را به نوسان در آوریم. هرچند روشهای گوناگونی برای به نوسان درآوردن ذره ی باردار وجود دارد، اما همه ی آنها از این قانون کلی پیروی می کنند که باید روی ذره ی باردار کار انجام شود تا ذره شتاب بگیرد. ذره ی باردار (الکترون های آزاد فلز) با گرفتن یک کوانتوم انرژی به مدار بالاتر صعود می کند و با سقوط به مدار پئین تر، انرژی را تابش می کند. مستقل از اینکه منشاء نوسان چیست و چگونه الکترون به نوسان در می آید، این تابش وجود دارد و قابل آشکار سازی است
از طرف دیگر می دانیم انرژی ها قابل تبدیل به یکدیگرند. حال تبدیل انرژی پتانسیل گرانشی را به انرژی الکترومغناطیسی، نظیر آنچه که در سدها و با استفاده از توربین انجام می شود در نظر بگیرید. در این فرایند مقداری آب در ارتفاع خاصی قرار دارد که بر اثر سقوط در میدان گرانشی، انرژی جنبشی کسب می کند و هنگام برخورد با پره های توربین، قسمتی از این انرژی جنشی به توربین منتقل می گردد و سیم پیچ آن را به چرخشد در می آورد. چرخش سیم پیچ موجب می شود شار مغناطیسی حاصل از آهنربای موجود در وسط سیم پیچ تغییر کند و جریان الکتریکی بر قرار گردد و در نتیجه الکترونهای آزاد درون سیم ها نوسان کرده و انرژی الکترومغناطیسی تولید شود. در واقع انرژی پتانسیل گرانشی به انرژی الکترومغناطیسی تبدیل شده است
تبدیل انرژی گرانشی به انرژی الکترومغناطیسی را می توان از زاویه دیگری نیز مورد بررسی قرار داد
تاثیر گرانش بر انرژی الکترومغناطیسی
که در
Wq, Fg, Lp,
به ترتیب و از چپ به راست کوانتوم کار انجام شده، نیروی گرانشی که یک گراویتون حمل می کند، طول پلانک که تقریباً برابر
10-35
ده به توان منهای سی و پنج متر و
dE
تغییر انرژی فوتون است. و در حالت کلی مقدار کار از رابطه ی ریر به دست می آید
W=nWq=nFg.Lp , n=...., -2. -1, 0, 1, 2, ...
تغییر میدان الکتریکی و مغناطیسی فوتون


هرچند دیراک وجود تک قطبی های مغناطیسی را پیشگویی کرده است، اما نه تنها هنوز چنین تک قطبی ها مشاهده نشده، حتی بدون بار الکتریکی میدان مغناطیسی نیز ایجاد نمی شود. میدان مغناطیسی یک جریان است که بر اثر مقاومت میدان گرانشی در مقابل تغییر میدان الکتریکی ایجاد می شود
فيزيكدانان توانسته اند به كمك تئورى الكتروديناميك كوانتومى

امواج الکترومغناطیس، بار - رنگ و مغناطیس-رنگ
Electromagnetic waves and color charge/magnet
اجازه دهید یک نگاه جدید به رفتار امواج الکترومغناطیسی در میدان گرانشی بیندازیم، این نگرش می تواند در حل این معما مفید واقع شود. همچنانکه می دانیم یک موج الترومغناطیسی از دو میدان الکتریکی و مغناطیسی عمود بر هم تشکیل شده است.
همچنانکه نسبیت عام پیشگویی کرده و شواهد تجربی نشان می دهد، فرکانس فوتون در میدان گرانشی تغییر می کند
هنگامیکه یک فوتون در میدان گرانشی سقوط می کند، فرکانس آن افزایش می یابد
در این حالت چه اتفاقی می افتد؟
در مجموع می توان گفت نیروی گرانش روی فوتون کار انجام می دهد. با توجه به رابطه
W=DE
یک قسمت از کار انجام شده توسط فوتون به انرژی الکتریکی و قسمت دیگر آن به انرژی مغناطیسی تبدیل می شود
همچنانکه در بالای صفحه بیان شد، برای این پدیده در فیزیک نظری تا بحال توضیحی ارائه نشده است. بنابراین در اینجا می خواهم این پدیده را با توجه به نظریه. سی. پی. اچ. توضیح دهم
بار-رنگ و مغناطیس-رنگ
هنگامیکه یک سی. پی. اچ. وجود سی. پی. اچ. دیگری را احساس می کند، آنها دارای اسپین می شوند که گراویتون نامیده می شود. یک گراویتون نظیر نیروی الکتریکی رفتار می کند و گراویتون دیگر نظیر نیروی مغناطیسی رفتار می کند، بهمین دلیل میدانهای الکتریکی و مغناطیسی ظاهر می شود
دو گراویتون با جرم
m
و اندازه حرکت
p=mVC
در فاصله ی
r ,
یکدیگر را حس کرده و یکدیگر را جذب می کنند. اما چون مقدار سرعت
آنها ثابت است، حرکت انتقالی آنها به حرکت دورانی Spin تبدیل می
شود.
سی. پی. اچ. ها هنگامی یکدیگر را حس می کنند که با یکدیگر تماس بگیرند (برخورد کنند که در اینصورت به دلیل اسپین یکدیگر را می رانند) یا در فاصله بسیار کمی از یکدیگر باشند نظیر فاصله ای به اندازه ی طول پلانک که تقریباً برابر است با
( Plank Length that is equal 1.6x10-35 m)
در چنین حالتی بار-رنگ/مغناطیس رنگ آنها روی یکدیگر اثر کرده و با یکدیگر ترکیب می شوند.
گرانش Gravity
در نظریه سی. پی. اچ. ، گرانش یک
جریان است. این جریان دائمی بین تمام ذرات و اجسام وجود دارد. به
عنوان مثال به زمین و ماه توجه کنید.
زمین دارای میدان گرانش است. یک میدان گرانشی از تعداد متنابهی سی.
پی. اچ. (گراویتون) تشکیل شده است. پس میدان گرانشی زمین نیز از
تعداد بیشماری سی. پی. اچ تشکیل شده است که در اطراف زمین در حرکت
هستند
فرض کنیم زمین منزوی است. یعنی هیچ کنش و واکنشی بین زمین و سایر
اجسام وجود ندارد. در این صورت همه ی سی. پی. اچ. هایی که به زمین
می رسند، جذب آن شده و از نیروهای موجود در آنجا اطاعت می کنند
اما همچنان که می دانیم زمین منزوی نیست و با سایر احسام کنش
متقابل دارد
نگاهی به زمین و ماه بیندازید. در اینجا دو میدان وجود دارد، یکی
میدان گرانشی زمین و دیگری میدان گرانشی ماه.
هنگامیکه یک گراویتون به زمین می رسد، گراویتون دیگری زمین را ترک
می کند و به دلیل آنکه دارای یک زیر کوانتوم بار-رنگ
دقیقاً نظیر گلوئون ها (گلوئون به معنی چسب است) که موجب کشیده شدن کوارکها به طرف یکدیگر می شود
معادله بار-رنگ و مغناطیس - رنگ
فرض کنیم دو سی. پی. اچ. با سرعت خطی
Vc
حرکت می کنند که یکدیگر ار احساس می کنند. آنها یکدیگر را جذب می کنند و با توجه به
gradVc=0
آنها دارای اسپین خواهند شد و می توان نوشت
gradVc=0 =>
axi+ayj+azk=0, that ax is accelerating on x axes, ay is accelerating on y axes, az is accelerating on z axes and i, j and k are unit vectors.

لازم به ذکر است که سی. پی. اچ. ها در ساختمان فوتون (یا هر ذره ی دیگری) با یکدیکر در کنش متقابل هستند و این کنش ها موجب می شود که دائم اسپین آنها تغییر کند. اما سرعت خطی آنها تابع نیروی خارجی موجود در محیط است. بهمین دلیل سرعت امواج الکترومغناطیسی برابر
c
است. هنگامیکه سی. پی. اچ. ها در کنش با هم قرار گرفتند، یکی از آنها به بار - رنگ تبدیل می شود و برای آن می توان نوشت


آلفای گرانش
همانطور که در بالا توضیح داده شد، گراویتون بار-رنگ یا مغناطیس-رنگ است. یک گراویتون نظیر ذره ی تبادلی نیروی الکتریکی (فوتون) عمل می کند. بنابراین ما می توانیم با توجه به عدد آلفا مقدار عددی ذره ی تبادلی گرانش را توضیح دهیم. همچنانکه می دانیم عدد آلفا برابر است با

برای به دست آوردن ساختار ثابت گرانشی بایستی به نسبت نیروی گرانش و نیروی الکتریکی توجه کنیم. برای اینکار نیروی الکتریکی و نیروی گرانشی بین الکترون و پروتون را در اتم هیدروژن حساب می کنیم. خواهیم داشت
Fe=kq1q2/r2, Fg=Gm1m2/r2,
بنابراین داریم
Fg
/Fe=10-40پس
بنابراین
Alfa of gravity is 1/(137x1040)
همچنین باید توجه داشت که در رابطه ی آلفا
h-bar
اسپین فوتون و ثابت است. اما در رابطه ی آلفای گرانش
h-bar
اسپین گراویتون و برابر 2 است و با توجه به نظریه سی. پی. اچ. اسپین تابعی از شدت گرانشی است
یک کوانتوم انرژی از تعداد زیادی سی. پی. اچ.
تشکیل می شود. سی. پی. اچ. ها روی یکدیگر کار انجام می دهند و
انرژی تولید می کنند. البته این رویداد هنگامی رخ می دهد که
چگالی گرانش بالا است.
با توجه به اندازه ی فوتون گاما می توانیم چگالی سی. پی. اچ.
را در ساختمان فوتون به دست آورد. قطر یک الکترون تقریباً بربر
18- ^ 10 متر است. یک فوتون گاما در تولید زوج، یک الکترون و
یک پوزیترون تولید می کند. فرض کنیم حجم یک فوتون گاما تقریباً
دو برابر حجم الکترون باشد.
فرض کنیم چگالی سی. پی. اچ. در ساختمان فوتون به صورت زیر
باشد.
De(cph)=n per m^3
فضا از گراویتون انباشته است. گراویتون ها روی یکدیگر کنش
دارند. آنها یکدیگر را جذب می کنند و امواج الکترومغناطیسی
تولید می کنند. هنگامی گراویتون ها به انرژی تبدیل می شوند که
چگالی آنها به مقدار زیر برسد:
De(cph)=n per m^3
بنابراین انتگرال روی فضا از چگالی صفر تا
چگالی فوتون،
Integration of gravitons is a projection to
production electromagnetic energy
به
عبارت نیرو به انرژی تبدیل می شود و انرژی قابل تبدیل به نیرو
است.
This site is © Copyright CPH 2004-2005, All Rights Reserved.
Powered by M.H. Dalvand