Welcome to CPH Theory Siteبه سایت نظریه سی پی اچ خوش آمدید

 

 

نظریه سی پی اچ بر اساس تعمیم سرعت نور از انرژی به ماده بنا شده است.

CPH Theory is based on generalized the light velocity from energy into mass.

 
 

نقد مقاله کنش بین فضا-زمان های واقعی و مجازی و پاسخ به آن

 

 

 

اخیراً ایمیلی از جناب آقای محمد جوانشیری در نقد مقاله اینجانب با عنوان کنش بین فضا-زمان های واقعی و مجازی ددریافت داشتم که مکاتبات انجام شده بین من و ایشان را در اینجا آورده ام و طبق توافق حاصل شده پاسخ خود را در پایان ارائه کرده ام.

 

جناب جوانشیری: با شما درباره ی اینکه خلأ خالی نیست موافقم ولی با نوع رویکرد جزء گرایانه ی شما و متقدمین شما مخالفم. شمل تمایل دارید که ابتدا رفتار فیزیکی یک نوع ذره ی کوچک با ماهیتی سلیقه ای را تعریف کرده و سپس با تعمیم آن یک مفهوم کلی را در قوانین فیزیکی پیدا کنید که البته در این حالت، مفهوم کلّی به دست آمده دقیقا ً حاصل جمع همان مفاهیم جزیست و به چیز بیشتری رهنمون نمی شود.

 

پاسخ: من نمی دانم منظور شما از سلیقه ای چیست؟ من این ذره را با استفاده از رابطه انرژی که در مکانیک کوانتوم معتبر است تعریف کرده ام. قطعاً این تعریف برداشت من از این معادله است و قرار نیست که برداشت مرسوم را بکار ببرم و به نتیجه ی جدیدی برسم. همچنین اگر از دید خودم آن را تعریف نکنم که دیگر حرفی برای گفتن نخواهم داشت.

 

جناب جوانشیری: به نظر من روش فیزیکدانان بزرگ دقیقا ً برعکس است: آن ها ابتدا یک مفهوم کلی را وضع و سپس اثر آن را بر امور جزءی بررسی می کنند. ببینید، ((اصل هم ارزی)) و ((ثبات سرعت نور نسبت به همه ی مراجع)) یا قوانین سه گانه ی نیوتن همه از اصول کلّی در فیزیک هستند. درست است که ((پذیرفتن و درک ابتدایی)) این اصول کلی امری ساده است ولی به عنوان یک دانشمند اصیل و نوظهور، وضع یک اصل کلی نوین که تا حدودی موید اصول کلی قبلی و پیشبینی کننده ی ثاثیرات کاملا ً جدید و ناشناخته در قلمرو فیزیک باشد، اصلا ً کار ساده ای نیست. به نظر من وضع چنین اثر کلّی بیشتر شبیه یک معجزه و عنایت خاص خداوند است تا یک امر عرف و رایج در قلمروی علم و کننده ی این کار نیز بیشتر به یک پیغمبر شبیه است تا یک دانشمند عادی. منظورم صرفا ً این است که دانشمند شدن کار دشواریست.

 

پاسخ: مگر من ادعا کرده ام که دانشمندم؟ در این مورد با شما موافقم که دانشمند شدن کار ساده ای نیست و باید سالیان متمادی تلاش مستمر داشت تا به مرحله دانشمندی رسید. اما در مورد این که فرموده اید که یک نظریه چگونه باید مطرح شود، با شما موافق نیستم، چون هیچکس تا به حال نتوانسته روشی خاص برای ارائه ی نظریه های جدید ارائه دهد، اگر چنین روشی وجود داشت، کار نظریه پردازی همگانی می شد. آینده را نمی دانم. روش کار این گونه است، یک یا چند نفر به سئوالات جدیدی می رسند  که نظریه های موجود توان پاسخگویی به آن را ندارند، اگر پیگیری شود، احتمال دارد به نتیجه ای برسند و این نتیجه خود یک نظریه جدید شود. در این مورد مثال بسیار است که جنابعالی خود بر آنها واقفید و در اینجا فقط دو مثال را ذکر می کنم. یکی فاجعه ی فرابنفش که به پیدایش مکانیک کوانتوم توسط ماکس پلانک انجامید و دیگری آزمایش مایکلسون-مورلی که نتیجه آن دها نظریه جدید شد و سرانجام توسط اینشتین در نسبیت تکمیل شد.

در مورد مفهوم کلی و بررسی اثر آن بر امور جزئی، منظور شما بسیار مبهم است. مثال های تاریخی بسیاری می توان ارائه داد که کاملاً با نظر جنابعالی سازگار نیست. نظریه موجی هویگنس در مورد نور، نظریه اتمی بور که از اتم هیدروژن نتیجه گیری شد نمونه ای از آنها است. شاید منظور شما این است که مثلا باید دید ماکروسکپی و مثال هایی از اجسام بزرگ بکار برد تا بتوان نظریه خوبی ارائه کرد مانند نیوتن که در مورد گرانش بین اجسام بزرگ مطرح شد و نشان داد که در مورد اجسام کوچک و به قول شما جزئی نیز قابل تعیمیم است.

همچنانکه که در مقاله مورد بحث مطرح کردم، تمام کنش بین اجسام بزرگ در نهایت به کنش در لایه های کوانتومی و  زیر کوانتومی می انجامد. و من چنین کردم و می توان از بیگ بنگ تا کنش بین ذرات باردار را با استفاده از آن توضیح داد. اگر مورد پسند سلیقه جنابعالی نیست، من بی تقصیرم چون با سلیقه و تحقیقات و مطالعات من سازگار است.

 

جناب جوانشیری: نظریه ی شما چه چیز جدیدی را پیش گویی می کند؟ آیا جرم و بار الکتریکی را متحد می کند؟ موضع آن در قبال نسبیت و کوانتوم چیست؟ فرض کنید که همین فردا در یک آزمایشگاه پیشرفته در آمریکا، به صورت اتفاقی هزار ذره کشف شود که با سرعت های ورای سرعت نور حرکت  کنند. آیا این کشف نسبیت اینشتین را رد و نظریه ی شما را تایید می کند؟ ظاهرا ً بله ولی باطنا ً خیر. 

 

پاسخ: چرا انتظار دارید نظریه ای را که من ارائه داده ام، مطابق خواسته و سلیقه ی شخصی شما نتیجه دهد؟ من بار الکتریکی و جرم را متحد نکردم، ولی نحوه ی تولید میدان های الکتریکی توسط ذرات باردار را توضیح داده ام که قبل از من کسی آن را بیان نکرده یا حداقل مکانیسم تولید آن را توضیح نداده است.

من روی فوتون های مجازی کار کرده ام که فیزیکدانانی مانند فاینمن و دیراک روی آنها کار کرده اند. امتیاز کار من در این است که مکانیسم تولید فوتون های مجازی و مکانیسم کنش ذرات باردار را توسط فوتون های مجازی توضیح داده ام. که قبل از کارهای من کسی به آنها نپرداخته یا به نتیجه ی قابل طرح نرسیده است.

 

جناب جوانشیری: نسبیت اینشتین دارای یه نوع جهان بینی کلی و فلسفی راجع به امور فیزیکیست و به نظر من نظریه ی شما فاقد آن است. نظریه ی اینشتین و امثال او فقط وقتی مردود می شود که یک نظریه با اصول کلی و فلسفی قوی همانند اصول خود نسبیت وارد میدان شود. مثلا ً کسی به جای اصل هم ارزی اینشتین ادعا کند که ناظران در "دماهای مختلف" اصول فیزیکی یکسانی را می بینند و ثابت کند که "دما" جایگزین مناسبی برای "شتاب" در اصل هم ارزی اینشتین است و سپس به صورت حدی تمام نتایج هم ارزی اینشتین را بگیرد و یک سری نتایج اضافی و ناشتاخته را بر اساس اصل هم ارزی دما-مبنای خود معرفی کند و مثلا ً علم ترمودینامیک را نیز در گیر ماجرا کند و به سمت اتحادی نو در فیزیک حرکت کند. (البته این صرفا ً یک مثال بود که محتوای علمی آن لزوما ً صحیح نیست). حال چنین فردی اگر با اصل هم ارزی خود به عنوان یک اصل کلی، معقول و قابل لمس، یک اترِ پیشرفته ای را توضیح دهد که دما و اصل هم ارزیش در آن نقش اساسی ایفا می کند، کار او ستودنی و ماندگار خواهد بود.

 

پاسخ: با عرض معذرت باید بگویم که من دنبال پاسخ دادن به سئوالات شما نبودم و اصولاً دنبال رد نظریه اینشتین هم نبودم که بتوانم جایگزینی برای اصل هم ارزی ارائه دهم. از نظر من نظریه اینشتین در حد اجسام قابل رؤیت بسیار خوب کار می کند، اما در اندازه های کوانتومی کارایی ندارد. تلاش های دیراک و سایرین را برای سازگاری نسبیت خاص و مکانیک کوانتوم فراموش نکنید.

اصولاً کار من در این زمینه ها نبوده و نیست. من مدت بیست و پنج سال از سال 1341 تا 1366 تلاش کردم که بفهمم آیا قانون دوم نیوتن و قانون جهانی گرانش در تقابل با یکدیگر عمل می کنند یا نه؟ و سرانجام به نتیجه رسیدم و فهمیدم که قانون دوم نیوتن می تواند در اجسام بسیار بزرگ (از نظر جرم) گرانش را خنثی و آن را بی اثر می کند. و از سال 1366 تا اکنون در تلاش تکمیل فرمول بندی و انتشار این نظریه هستم.

 

جناب جوانشری:  ولی شما در جهت عکس حرکت می کنید، از هیچ اصل کلی سخن نمی گویید و می خواهید ذرات اتر را توضیح دهید. این کار بدون داشتن یک حکم کلی، بیشتر یک کار سلیقه ای و کم اعتبار است و نظریه هایی شبیه به نظریه ی شما هم زیاد است. به من بگویید من از کجا باید بین گراویتون های ذره وارِ شما با گراویتون های ریسمان وار نظریه ی ریسمان ها یا با نظریه ی اتر ذره گونه ی لورنتس  یکی را انتخاب کرده و برتری ای برای آن قایل شوم؟

 

پاسخ:  با شما موافقم که نظریه های بسیاری در سطح جهان مطرح شده و می شوند، ولی آیا می توانید چند تا یا حداقل یکی از آنها را ذکر کنید که ایرانیان مطرح کرده اند؟ در مورد اصل کلی که اشاره فرموده اید، من سه اصل در همان مقاله بیان کرده ام، یکی اصل گراویتون، اصل زیر کوانتوم انرژی و اصل نور. کاش با دقت مطالعه می فرمودید. همین اصول تقابل بین قانون دوم نیوتن و گرانش و دلیل انفجار بزرگ (بیگ بنگ) را توضیح می دهد و معادله کیهان شناختی نسبیت عام و معادله فریدمن را تکمیل می کند. 

علاوه بر آن نظریه من نباید گراویتون های نظریه ریسمانها یا نظریه اتر ذزه گونه ی لورنتس را توضیح دهد و تفاوت بین آنها را بیان کند. این بر عهده و حق فیزیکدانان است که مقایسه کنند کدامیک بهتر می تواند پدیده ها را توضیح دهد.

چون من این نگرش را بهتر می دانم، اما قضاوت نهایی با صاحبنظران است.

 

جناب جوانشیری: نظریه ی شما یک لایه ی موهومی برای برخی از ریز ذرات که ماهیت خود آن ها ریز سوال است قایل شده و پیشگویی هایی که می کند که احتمالا ً قابل آزمایش نیست چون بستر یک بستر موهومی و مشکوک است و به صورت نسنجیده ای حاوی نسبیت و کوانتوم. اگر از شما بپرسم که پدیده ی انحراف نور بر اثر میدان گرانشی در نظریه ی شما چه جایگاهی دارد، حتما ً پاسخ خواهید داد که نور طبق نظریه ی من از فضا-زمان حقیقی و دقیقا ً از معادلات اینشتین پیروی می کند که به زاویه ی انحرافی اینشتین منجر می شود. اگر پاسخ شما این است، الحق و الانصاف نظریه ی شما چیزی جز کنار هم قرار دادن نظریه های بزرگان بعلاوه ی یک دنیای موهومی آزمایش ناپذیر چیزی نیست. 

 

پاسخ: در مقاله مورد اشاره، من سه فضای مختلف را مورد بحث قرار داده ام،  

یک- فضا-زمان حقیقی که نسبیت و فرمول های مینکوفسکی را شامل می شود و این اصلاً موهومی نیست و کاملا حقیقی و مورد قبول فیزیکدانان است.

دو - فضا-زمان مجازی که به فوتون های مجازی می پردازد و در مکانیک کوانتوم پذیرفته شده است. همچنین فاینمن مدت زیادی روی آن کار کرده است. امتیاز کار من در این است که از پشتوانه ی توضیحات فیزیکی برخوردار است.

سه- فضای غیر آشکار که در آنها گراویتون ها و خواص آنها مطرح شده است. بخش موهومی این فضا از دید ناظر حقیقی قابل مشاهده نیست، بهمین دلیل در مکانیک کوانتوم ما با درگیری کوانتومی مواجه می شویم که هنوز توضیحی برای آن ارائه نشده است.

 قضاوت نهایی با من نیست.

در پایان آرزومندم جنابعالی در تحقیقات خود موفق شوید و بسیار خوشحال خواهم شد نتیجه کارهای شما را ببینم و با شور و اشتیاق آن را مطالعه کنم. در هر صورت هرچند علم یک پدیده انسانی و جهانی است، اما هر ملتی تنها صاحب سهم خود در عرصه جهانی است. امیدوارم کارهای جنابعالی بر سهم ایرانیان در جهان علم  بیفزاید.

 

شاد و پیروز باشید

حسین جوادی

 

 

Date: Fri, 9 Jan 2015 11:42:50 +0000

 

سلام آقای جوادی

مقاله ی شما تحت عنوان کنش بین فضا زمان های مجازی و واقعی را مطالعه کردم و تمایل دارم نظر خود را درباره ی آن بیان کنم.

با شما درباره ی اینکه خلأ خالی نیست موافقم ولی با نوع رویکرد جزء گرایانه ی شما و متقدمین شما مخالفم. شمل تمایل دارید که ابتدا رفتار فیزیکی یک نوع ذره ی کوچک با ماهیتی سلیقه ای را تعریف کرده و سپس با تعمیم آن یک مفهوم کلی را در قوانین فیزیکی پیدا کنید که البته در این حالت، مفهوم کلّی به دست آمده دقیقا ً حاصل جمع همان مفاهیم جزیست و به چیز بیشتری رهنمون نمی شود. به نظر من روش فیزیکدانان بزرگ دقیقا ً برعکس است: آن ها ابتدا یک مفهوم کلی را وضع و سپس اثر آن را بر امور جزءی بررسی می کنند. ببینید، ((اصل هم ارزی)) و ((ثبات سرعت نور نسبت به همه ی مراجع)) یا قوانین سه گانه ی نیوتن همه از اصول کلّی در فیزیک هستند. درست است که ((پذیرفتن و درک ابتدایی)) این اصول کلی امری ساده است ولی به عنوان یک دانشمند اصیل و نوظهور، وضع یک اصل کلی نوین که تا حدودی موید اصول کلی قبلی و پیشبینی کننده ی ثاثیرات کاملا ً جدید و ناشناخته در قلمرو فیزیک باشد، اصلا ً کار ساده ای نیست. به نظر من وضع چنین اثر کلّی بیشتر شبیه یک معجزه و عنایت خاص خداوند است تا یک امر عرف و رایج در قلمروی علم و کننده ی این کار نیز بیشتر به یک پیغمبر شبیه است تا یک دانشمند عادی. منظورم صرفا ً این است که دانشمند شدن کار دشواریست. 

نظریه ی شما چه چیز جدیدی را پیش گویی می کند؟ آیا جرم و بار الکتریکی را متحد می کند؟ موضع آن در قبال نسبیت و کوانتوم چیست؟ فرض کنید که همین فردا در یک آزمایشگاه پیشرفته در آمریکا، به صورت اتفاقی هزار ذره کشف شود که با سرعت های ورای سرعت نور حرکت  کنند. آیا این کشف نسبیت اینشتین را رد و نظریه ی شما را تایید می کند؟ ظاهرا ً بله ولی باطنا ً خیر. 
نسبیت اینشتین دارای یه نوع جهان بینی کلی و فلسفی راجع به امور فیزیکیست و به نظر من نظریه ی شما فاقد آن است. نظریه ی اینشتین و امثال او فقط وقتی مردود می شود که یک نظریه با اصول کلی و فلسفی قوی همانند اصول خود نسبیت وارد میدان شود. مثلا ً کسی به جای اصل هم ارزی اینشتین ادعا کند که ناظران در "دماهای مختلف" اصول فیزیکی یکسانی را می بینند و ثابت کند که "دما" جایگزین مناسبی برای "شتاب" در اصل هم ارزی اینشتین است و سپس به صورت حدی تمام نتایج هم ارزی اینشتین را بگیرد و یک سری نتایج اضافی و ناشتاخته را بر اساس اصل هم ارزی دما-مبنای خود معرفی کند و مثلا ً علم ترمودینامیک را نیز در گیر ماجرا کند و به سمت اتحادی نو در فیزیک حرکت کند. (البته این صرفا ً یک مثال بود که محتوای علمی آن لزوما ً صحیح نیست). حال چنین فردی اگر با اصل هم ارزی خود به عنوان یک اصل کلی، معقول و قابل لمس، یک اترِ پیشرفته ای را توضیح دهد که دما و اصل هم ارزیش در آن نقش اساسی ایفا می کند، کار او ستودنی و ماندگار خواهد بود.

ولی شما در جهت عکس حرکت می کنید، از هیچ اصل کلی سخن نمی گویید و می خواهید ذرات اتر را توضیح دهید. این کار بدون داشتن یک حکم کلی، بیشتر یک کار سلیقه ای و کم اعتبار است و نظریه هایی شبیه به نظریه ی شما هم زیاد است. به من بگویید من از کجا باید بین گراویتون های ذره وارِ شما با گراویتون های ریسمان وار نظریه ی ریسمان ها یا با نظریه ی اتر ذره گونه ی لورنتس  یکی را انتخاب کرده و برتری ای برای آن قایل شوم؟

شاید مثلا ً اتر لورنتس حتی به صورت پیشرفته تری از نظریه ی شما و ریسمانها مسایل فیزیکی را پیشکویی کند هرچند که این نظریه هم در یک اصل کلی دچار ضعف است و اصولا ً دارا بودن همین اصل کلیست که باعث شد نسبیت خاص علیرغم نتایج تکراری درتدوین معادلات حرکت که لورنتس قبلا ً به آن ها رسیده بود، برتر از نظریه ی لورنتس شناخته شود.

نظریه ی شما یک لایه ی موهومی برای برخی از ریز ذرات که ماهیت خود آن ها ریز سوال است قایل شده و پیشگویی هایی که می کند که احتمالا ً قابل آزمایش نیست چون بستر یک بستر موهومی و مشکوک است و به صورت نسنجیده ای حاوی نسبیت و کوانتوم. اگر از شما بپرسم که پدیده ی انحراف نور بر اثر میدان گرانشی در نظریه ی شما چه جایگاهی دارد، حتما ً پاسخ خواهید داد که نور طبق نظریه ی من از فضا-زمان حقیقی و دقیقا ً از معادلات اینشتین پیروی می کند که به زاویه ی انحرافی اینشتین منجر می شود. اگر پاسخ شما این است، الحق و الانصاف نظریه ی شما چیزی جز کنار هم قرار دادن نظریه های بزرگان بعلاوه ی یک دنیای موهومی آزمایش ناپذیر چیزی نیست. 
با تشکر و به امید آنکه خداوند بر هدایت ما بیافزاید

جناب آقای محمد جوانشیری گرامی

سلام

از ایمیل و اظهار لطف شما سپاسگزارم. من از این گونه تبادل نظرها از طریق ایمیل خاطره خوبی ندارم. راه بهتر این است که: 

یک - شما یک متن برای من بفرستید تا با نام شما در سایت خود منتشر کنم و در زیر آن پاسخ خود را بیاورم

دو - شما در رد کارهای من و مقاله مورد نظر یک مقاله منتشر کنید در هر نشریه ای خودتان می خواهید و من به آن پاسخ خواهم داد

سه - شما در یکی از تالارهای گفتمان نظر خود را در این مورد بیان کنید تا من هم به آن پاسخ دهم

در هر یک از این سه گزینه قضاوت را از حدود شخصی دو طرفه خارج خواهیم کرد و قضاوت را به خوانندگان واگذار خواهیم کرد

شاد و پیروز باشید

حسین جوادی
 

با سلام مجدد

اگر مایل باشید می توانید همان متن را که نام بنده نیز ذیل آن آمده در سایت خود منتشر نمایید. متاسفانه چندماهیست که شدیدا ً درگیر نوشتن مقالاتی عمدتا ً در رد نسبیت اینشین می باشم. که در سال های 2015 و 2016 و احتمالا ً  2017     انشاءالله چاپ خواهند شد، بعید می دانم که بتوانم تدوین مقاله ای دیگر را در نقد نظریه ی شما شروع کنم. ولی امیدوارم از جسارت بنده ناراحت نشده باشید.

با تشکر

جوانشیری

 


سلام

سئوال این است که وقتی من به خودم اجازه می دهم (یا این حق را برای خودم قائل هستم) که بگویم همه دانشمندان فیزیک در مورد برخی از مفاهیم و قوانین پایه فیزیک در اشتباه هستند، آیا نباید انتظار داشته باشم که دیگران از جمله جنابعالی بگویید که من اشتباه می کنم؟ قطعاً هر کس دیگری که با استدلال علمی و محترمانه (همچنان که من رفتار کردم) کارهای من را نقد کند، انتقاد و نظرش برای من محترم است.

اگر اجازه دهید تمام این مکاتبات را در سایت منتشر می کنم و پاسخ خود را نیز به آن اضافه می کنم

شاد و پیروز باشید

حسین جوادی


 

ممنون می شوم اگر لینک مستقیم این گفتگو را پس از قرار دادن در سایتتان برایم بفرستید.

با تشکر
جوانشیری

 

عطف به عتف - نگاهی به پژوهش و ISI در ایران

 

امید عمومی - نامه به ریاست جمهوری

 

مرز بین ایمان و تجربه  

نامه سرگشاده به حضرت آیت الله هاشمی رفسنجانی

آخرین مقالات

1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 11 12 13 14 15 16 17 18 19 20 21 22 23 24 25 

26 27 28 29 30 31 32 33 34 35 36 37 38 39 40

 

 

 

 

 

سی پی اچ در ژورنالها


LEIBNITZ'S MONADS & JAVADI'S CPH

General Science Journal

World Science Database

Hadronic Journal

National Research Council Canada

Journal of Nuclear and Particle Physics

Scientific Journal of Pure and Applied Science

Sub quantum space and interactions from photon to fermions and bosons

مرز بین ایمان و تجربه  

نامه سرگشاده به حضرت آیت الله هاشمی رفسنجانی


آرشیو

آخرین مقالات

اخبار

اختر فیزیک

اجتماعی

الکترومغناطیس

بوزونها

ترمودینامیک

ذرات زیر اتمی

زندگی نامه ها

کامپیوتر و اینترنت

فیزیک عمومی

فیزیک کلاسیک

فلسفه فیزیک

مکانیک کوانتوم

فناوری نانو

نسبیت

ریسمانها

سی پی اچ

 فیزیک از آغاز تا امروز

زندگی نامه

از آغاز کودکی به پدیده های فیزیکی و قوانین حاکم بر جهان هستی کنجکاو بودم. از همان زمان دو کمیت زمان و انرژی بیش از همه برایم مبهم بود. می خواستم بدانم ماهیت زمان چیست و ماهیت انرژی چیست؟

 

 

  

 

HOME    ENGLISH   FEED BACK   CONTACT US   PERSIAN 

free hit counters

Copyright 2004 CPH Theory . All rights reserved.