تماس

آرشیو

English

فارسی

صفحه اصلی

 

 

 

 

 سایت های برگزیده

 

انتشارات ققنوس

هوپا

انجمن نجوم آماتوری ایران

آموزش فیزیک

 فیزیک شیمی

وبلاگ علمی جام جم

  رشد  

هومن الماسی

 موج نیوز

 آرمان و اندیشه

علم برتر

 پارس اسکای

گوشه ای از فیزیک

ییکران علم 

کلوپ دانش

 ایران نانو

دانش فضايي  

 بنیاد نیشابور 

خبرهاي هوافضايي

 

منابع سی.پی.اچ.

 

 

LEIBNIZ'S MONADS AND JAVADI'S CPH

World Science Database

General Science Journal

Hadronic Journal

National Research Council Canada

 

 

 بروز رسانی 1390/10/10

 

 

مقدمه ای بر بحث علمی

 

 

 
 




 

 

 

 

اظهار نظرها در مورد نظریه سی.پی.اچ

يک نظريه بنيادي که مدعي ترکيب همه نظريه هاي معتبر فيزيکي است، کاملاً طبيعي است که با حساسيت طرفدارن آنها مواجه شود.

اين حساسيت ها از چند نظر قابل بررسي است:

    يک – براي انسانهاي علمي، يعني کساني که به علم و دانش از ديدگاه تلاش براي شناخت جهان در محدوده ي کاري خود به آن مي نگرند، دانش و اندوخته ي علمي ايشان، قسمتي از هستي آنان و چه بسا بخش مهمي از موجوديتشان را تشکيل مي دهد. چنين انسانهايي در والاترين مرحله ي تکامل انساني قرار دارند و بسيار ارزشمندند. اين افراد با نظريه هاي جديد که دانش ايشان را هدف قرار داده و با دگرانديشي قصد دگرگون سازي آن را دارد نمي توانند بسادگي کنار بيايند. چون بحث تنها به به دانش محدود نمي شود و اساساً به محتواي وجودي آنها مربوط مي شود. لذا در مقابل نظريه هاي انقلابي شديداً مقاومت خواهند کرد. بهمين دليل مي توان گفته ي ماکس پلانک را صائب دانست که مي گويد"در فيزيک وقتي يک نظريه جديد مطرح مي شود معمولاً مخالفاني دارد، اما سرانجام اين نظريه قبول عام مي يابد، نه به اين سبب که مخالفن اين نظريه مجاب شده اند؛ بلکه به اين دليل که آنان پير شده و مرده اند."

    دو – کساني که از ديدگاه خودخواهي به آن برخورد مي کنند و مشکل، درستي يا نادرستي نظريه جديد نيست، بلکه مشکل در اين است که چرا به ذهن خوشان نرسيده است. معمولا برخورد ايشان بصورتي است که بهر طريق ممکن مانع از نشر و توسعه ي نظريه شوند. حتي با اهانت هاي غير اخلاقي و نامحترمانه تلاش مي کنند باني نظريه جديد را در هم بشکنند.

    سه – گروه سوم کساني هستند که در آرامش ناشي از پذيرش عام اندوخته علمي خود بسر مي برند و از هر چيزي که مخل اين آرامش کاذب باشد، آشفته شده و تلاش مي کنند عامل آن را کنار بزنند.

    چهار – کساني که خود نمي انديشند و بازگو کننده نظرات ديگران هستند و چون جو مخالف را قوي مي بينند، بشدت به مخالفت بر مي خيزند و حتي به مصداق" کاتوليک تر از پاپ" خود را متعصب نشان مي دهند و بعناوين مختلف تلاش مي کنند نظريه و باني آن را هدف حملات خود قرار دهند.

    پنج – کساني که با دقت افراطي و نوعي وساس به نظريه ي جديد مي نگرند. اما پس از مجاب شدن، خود کمر همت به دفاع از آن بر مي بندند و از بيان ديدگاه خود نگران نيستند.

    شش – کساني که از نظر روحي و فکري آماده ي پذيرش ديدگاه هاي جديدند و انديشه هاي گذشته نمي تواند آنها را ارضا کند. معمولاً اين افراد از طرفداران نظريه هاي جديد خواهند شد و بزرگترين و مهمترين حامي آن بحساب مي آيند.

 اما در حالت کلي مي توان نظر گاندي را صائب دانست آنجا که مي گويد"اول سکوت مي کنند، بعد مخالفت خواهند کرد و سرانجام مي پذيرند"

  اگر نظريه ي کوهن را در مورد انقلاب هاي علمي درست بدانيم، هر نظريه ي بنيادي زمينه ي يک انقلاب علمي را فراهم مي سازد و بتدريج صف انقلابيون و ضد انقلاب مشخص و روشن مي شود. معمولاً ضد انقلابيون تا آخرين لحظات و آخرين پايگاه ها دست از مقاومت بر نمي دارند. اما در علم اين جاي خوش بختي است که قدرت سياسي و قضائي جامعه در اختيار دانشمندان نيست. والا با دگرانديشان علمي همان مي شد که در قرون وسطي شد.

اين روشها و برخوردها به دلايل مختلف بخاطر درستي يا نادرستي نظريه هاي جديد نيست. اول آنکه درستي يا نادرستي هيچ نظريه اي قبل از بحث و تبادل نظر مشخص نيست. دوم اينکه برخورد با نظريه هاي نادرست است که ظرفيت پذيرش انديشه هاي نوين جامعه علمي را مشخص مي سازد. سوم از ميان هزاران نظريه تعداد اندکي با عنوان درستي قابل بحث اند، و ار آن ميان يکي امتيازپذيرش عام را خواهد داشت. پس، نظريه هاي نادرست براي بحث، همان قدر اعتبار دارند که نظريه هاي درست. اما در مراحل بحث و تبادل نظر است که امتياز يک نظريه بر ساير نظريه ها مشخص مي شود. و در يک جمله بذر نظريه هاي بزرگ در بستر نظريه هاي مختلف کاشته مي شود و از آبشخور ظرفيت برخورد با نظريه هاي نادرست سيراب مي شود.

 

اين مقدمه را با گفته ي فاينمن زينت مي دهم " اگر همواره مانند گذشته بينديشيد، هميشه همان چيزهايي را به‌دست مي‌آوريد كه تا بحال كسب كرده‌ايد"

و با سخني از پاستور پايان مي دهم:

" در هر حرفه اي كه هستيد نه اجازه دهيد كه به بدبيني هاي بي حاصل آلوده شويد و نه بگذاريد كه بعضي لحظات تاسف آور كه براي هر ملتي پيش مي آيد شما را به ياس و نا اميدي بكشاند. در آرامش حاكم بر آزمايشگاهها و كتابخانه هايتان زندگي كنيد. نخست از خود بپرسيد : براي يادگيري و خود آموزي چه كرده ام؟  سپس همچنان كه پيشتر مي رويد بپرسيد من براي كشورم چه كرده ام؟ و اين پرسش را آنقدر ادامه دهيد تا به اين احساس شادي بخش و هيجان انگيز برسيد كه شايد سهم كوچكي در پيشرفت و اعتلاي بشريت داشته ايد. اما هر پاداشي كه زندگي به تلاشهايمان بدهد يا ندهد هنگامي كه به پايان تلاشهايمان نزديك مي شويم، هر كداممان بايد حق آنرا داشته باشد كه با صداي بلند بگوئيم: من آنچه را در توان داشته ام اانجام داده ام."

لويي پاستور

 

 

ادامه

 

 

 

 

 

 
 

 
 

 
 


 

 

 

1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 11 12 13 14 15 16 17 18 19 20 21 22 23 24 25 26 27 28 29 30 31 آخرین مقالات

 

 


 

 آرشیو موضوعی

 اخبار

اجتماعی

الکترومغناطیس

بوزونها

ترمودینامیک

ذرات زیر اتمی

زندگینامه ها

کامپیوتر

فیزیک عمومی

فیزیک کلاسیک

فلسفه فیزیک

مکانیک کوانتوم

نانو تکنولوژی

نجوم

نسبیت

 ریسمانها

سی.پی.اچ.

 

 

مطالب جدید

مقالات و اخبار جدید

برگزیده ها

نظر خوانندگان

 مرکز پخش

 اروپا و آمریکا

تهران _آزاده

66414374 

نوپردازان

66494409

free hit counters

 

 

کپی برداری با ذکر منبع، مجاز است.

 

@2003-2012 The CPH theory, All right reserved