English

Contact us

نظر دهید

تماس با ما

فارسی

Welcome to CPH Theory Siteبه سایت نظریه سی پی اچ خوش آمدید

 

 

نظریه سی پی اچ بر اساس تعمیم سرعت نور از انرژی به ماده بنا شده است.

اخبار

آرشیو مقالات

 

سی پی اچ در ژورنالها

   

 

آزادی

 

 


آزادی بیش هر واژه ای مورد بحث قرار گرفته و از آن سوء استفاده شده است. مفهوم آزادی نخست توسط والدین بویژه مادر به کودک القا می گردد. در خانواده می آموزند که فرزند آزاد است و هیچگونه محدودیتی ندارد مگر آنکه آزادی فرزند مخل اختیارات والدین شود. در خانواده هایی که از فرهنگ بالایی برخوردارند، اختیارات والدین تعریف شده است و فرزند با حدود آزادی خود آشنا می شود. اما در خانواده هایی که منش و رفتار منطقی ندارند، حدود اختیارات والدین تعریف نمی شود و اگر هم تعریف شود، دایم تغییر می کند و فرزند را به مشکلات و درگیری های ذهنی مبتلا می سازد.

این یک واقعیت مسلم و پذیرفته شده است که مادر، بیش از هر کس دیگیری فرزند را دوست دارد و برای او آماده ی هرگونه فداکاری است. کم نیستند مادرانی که در طول تاریخ همه چیز خود را در راه عشق به فرزند، فدا کرده اند. هرچند استثاهایی وجود دارد، اما این موارد آنقدر اندک است که قابل مطرح شدن در این بحث نیست. بنابراین مهر مادر به فرزند از هر محبتی خالص تر است. اما همین مهر مادری که بی شائبه ترین مورد شناخته شده در جهان است، گاهی تحت تاثیر اختیاراتی که مادر مدعی دارا بودن آن است، نیز دچار اختلال می گردد و رابطه ی فرزند و مادری را با مشکل مواجه می سازد.

اصولاً اختیارات، ناشی از حقی است که به درست یا نادرست فردی برای خود قائل است یا به او تفویض شده است. اختیارات والدین نیز نسبت به فرزند، ناشی از همین حقوقی است که والدین برای خود قائل هستند. اما مهر مادری و حدود اختیارات او نسبت به فرزند نیز یک پدیده ی ثابت و تغییر ناپذیر نیست، بلکه روندی پویاست که تحت تاثیر اطلاعات نهادینه شده در جامعه و شرایط مختلف تغییر می کند. مادر نیز یک انسان است با تمام نقاط مثبت و منفی که هر انسانی می تواند داشته باشد. همین خصوصیات انسانی که ثابت هم نیست، موجب می شود که حدود اختیارات خود را بخوبی نشناسد یا از آن تجاوز کند و آزادی فرزند را محدود کند. البته این تعدی ها هیچگاه با ذکر دلیل اصلی همراه نیست، بلکه انگیزه های اصلی در پس پرده ی ابهام تفسیر قوانین شرعی و اجتماعی مخفی می ماند. بسیار دیده شده که مادر با انگیزه های حسادت نسبت به عروس، حمایت از فرزندی دیگر، یا تبعیض بین فرزندان، آزادی های فرزند را محدود و زندگی را بر جگرگوشه خود تلخ کرده است که در تمام این موارد حقوق و اختیارات مادری مستمسک قرار می گیرد.

مهربانتر و نزدیکتر از مادر نداریم، اما مادر هم ممکن است تحت تاثیر ناآگاهی، حب و بغض و عوامل دیگر، برای خود حقوقی قائل شود که مانع آرامش و سعادت فرزند است. پس حدود اختیارات و حقوق مادر نسبت به فرزند، بایستی تعریف شده و مشخص باشد تا حقوق کودک رعایت گردد. اما اختیاراتی که برای مادر(یا والدین) قائل می شوند با دو فرض اساسی ومهم همراه است. یکی مهر و علاقه ی فطری که به فرزند دارد، و دیگری مسئولیتی که در مقابل تامین زندگی و پرورش وی دارد. با این وجود گاهی دیده شده که مهر زایل شده و مسئولیت نیز به فراموشی سپرده می شود. بنابراین جامعه باید بر اختیارات و حقوق مادر نظارت داشته باشد.

این امر موجب می گردد که مادر در مقابل انجام وظایفی که بطور فطری و قانونی دارد، صاحب حقوق و اختیارات خاصی باشد. محدود شدن حقوق و اختیارات مادر نسبت به فرزند موجب ظهور پدیده ای می گردد که آن را آزادی می نامیم. آزادی یعنی محدود شدن  اختیارات افراد، جامعه و حکومت نسبت اشخاص. اصولاً همه ی تلاش های جمعی و انقلابات و حتی مبارزه با استعمار در جهت محدود کردن یا نفی اختیارات  است. مردم الجزایر اختیارات دولت فرانسه بر سرنوشت خویش را نفی کردند و انقلاب الجزایر به وقوع پیوست. مردم ایران برای محدود کردن اختیارات شاه انقلاب مشروطه را بوجود آوردند.

اختیارات افراد، سازمانها، گروه ها یا مقامات نسبت به دیگران ناشی از دوعامل است. یکی قانون و دیگری اطلاعات نهادینه شده در جامعه. موارد قانونی در این نوشته مورد نظر نیست، زیرا نسبت به اطلاعات نهادینه شده در جامعه از اهمیت کمتری برخوردار است و اصولاً تمام سوء استفاده های قانونی و تجاوز به حقوق دیگران با توسل به اطلاعات نهادینه شده در جامعه انجام می شود. علاوه بر آن موارد قانونی نیز با اتکا به همین اطلاعات نهادینه شده در ذهنیت جامعه تدوین می شود. بنابراین محدود کردن اختیارات یا نفی آنها بیش و پیش از آنکه به موارد قانونی مربوط باشد، با مسائل فرهنگی و بنیادهای فکری جامعه ارتباط دارد. بر همین اساس است که سطح آزادی افراد در جامعه تابع ذهنیت مردم و سطح آگاهی و دانش اجتماعی اعضای آن است.

بنابراین دفاع از آزادی به محدود کردن اختیارات و جلوگیری از دخالت دیگران نسبت به اموری است که اصولاً به آنها مربوط نمی شود. آزادی انسان و احترام به حقوق افراد زمانی در ذهنیت جامعه نهادینه می شود که آحاد مردم در مقابل دخالت در امور شخصی دیگران (تا زمانیکه منع قانونی ندارد) حساس باشند و از آن دفاع کنند. آزادی افراد زمانی در سطوح کلان رعایت خواهد شد که در جزئی ترین امور شخصی و روابط بین افراد رعایت گردد.

 

اصولاً بر خلاف تصور عموم جامعه از افراد تشکیل نمی شود، بلکه از اطلاعات نهادینه شده در ذهن افراد شکل می گیرد و جهت حرکت جامعه را همین ذهنیت مشترک افراد مشخص می کند.

میزان پیشرفت و سطح بهروزی افراد و موفقیت جمعی را نیز همین اطلاعات نهادینه شده در جامعه تعیین می کند. تا اطلاعات نهادینه شده در جامعه تغییر نکند، به هیچ وجه شرایط جامعه نیز تغییر نخواهد کرد.

به عنوان مثال به همین مسئله کودک آزاری بیندیشید.

چرا کودک آزاری وجود دارد؟

پاسخ آن بسیار ساده و روشن است، کودک آزاری رواج دارد، چون نسبت به کودک احساس مالکیت وجود دارد. علاوه بر آن حق مالکیت قابل انتقال است.

پدر هر زمان که خواست حق دارد کودک را تنبیه کند. او را کتک بزند، همچنین می تواند اجازه دهد دیگری (مثلاً عمو، دایی، پدر بزرگ و مادر بزرگ یا دوستم و...) به فرزند وی فرمان دهد یا او را تنبیه کند.

همچنین در مورد همسر. برخی به زن مانند یک مستخدم برخورد می کنند. زن باید (وظیفه دارد) در خانه مانند مستخدم از مرد پذیرایی کند. این مستخدم وظیفه دارد از مادر، خواهر، برادر و  ... شوهر نیز پذیرایی کند.

یا در مورد کوچکتر و بزرگتر، روی حرف بزرگتر نباید حرف زد، ولو آنکه بزرگتر بی سواد، خودخواه و کوته بین باشد و کوچکتر فردی تحصیل کرده و دانا.

رئیس اداره، ادراه و امکانات آن را تیول خود می داند و کارمندان را جیره خوار خویش می پندارد.

در چنین شرایط غیر انسانی نه فرد از سعادت بهره می برد و نه جامعه می تواند به پیشرفت قابل توجهی برسد. همه ی اینها ریشه ی مشترک دارند و آن این است که حقوق انسان از سطح خانواده تا بالاترین سطوح اجتماعی تعریف نشده و مورد حمایت قرار نمی گیرد.

راه حل ساده است. اطلاعات نهادینه شده در جامعه باید تغییر کند. تا این اطلاعات تغییر نکند، سرنوشت جامعه نیز تغییر نخواهد.

والدین به عنوان پدر (یا مادر) اگر کودک را آزار دهند، مصونیت حقوقی دارند و از مجازات بری هستند(یا گزارش نمی شود، یا با کم توجهی قانون یا قاضی مواجه می شود). همین امر پایه بسیاری از مصونیت های قانونی و حقوقی را تشکیل می دهد. والدین خیر و صلاح فرزند را تشخیص می دهند ولو فرزند جوان برومند و تحصیل کرده ای باشد و جامعه (اطرافیان) از آن به عنوان حق والدین دفاع می کند. در حالیکه این امر با ابتدایی ترین حقوق طبیعی، انسانی و اجتماعی سازگار نیست. چنین رفتاری در سطح کلان به احزاب و گروه های سیاسی اجازه می دهد که خیر و صلاح یک ملت رشید را تشخیص دهند.

همچنانکه می دانیم در پزشکی هرگاه بیمار دچار عفونت شود، ضمن تجویز دارو عفونت زدائی می کنند.

اما در جامعه فرد خود را مداوا می کند (با مطالعه و معاشرت با افراد فرهیخته با حقوق خود و دیگران آشنا می شود) اما در محیط آلوده دوباره بیمار می شود.

در این کشاکش، انسان بین بیماری و بهبودی دست و پا می زند و آرامش نخواهد داشت. اگر شما رفتار جوانان (بویژه دانشجویان) را ملاحظه کنید، در برخی از آنان متوجه یک نوع سردرگمی مبهم خواهید شد. دلیل آن هم این است که بین آنچه که می دانند و آنچه که می بینند، یک نوع تضاد جدی مشاهده می کنند.

 

چه باید کرد؟

تکنیکهای ساده ای برای تغییر این اطلاعات نهادینه شده وجود دارد.

 

  • پایه حقوق افراد کدام است؟

  • حقوق دیگران (اعم از اطرافیان و جامعه) نسبت به فرد چیست و فرد چه وظایفی در مقابل آنها دارد؟

  • دیگران نسبت به فرد چه وظایفی دارند؟

  • همواره از این حقوق و وظایف دفاع کنیم.

  • مسائل شخصی افراد را از مسائل عمومی جدا کنیم و از حقوق خود و دیگران دفاع کنیم.

  • اجازه ندهیم کسی در حضور ما به مسائل شخصی دیگران دخالت کند.

  • اجازه ندهیم که احساسات و حب و بغض ما و دیگران این حقوق را پایمال کند.

 

بهترین روش برای رسیدن به آزادی و دفاع از آن، نهادینه کردن اطلاعات منطبق با حقوق طبیعی و قانونی افراد در ذهنیت جامعه است. یعنی محدود کردن اختیارات به موارد مورد تایید قانون. که ضمن کم هزینه بودن نتایج پر ثمر و زودرسی خواهد داشت. با محدود کردن اختیارات و رعایت آن نهال آزادی رشد خواهد کرد و همگان از میوه ی آن بهره مند خواهند شد.

 

شاد و پیروز باشید.

حسین جوادی

 

 

 

1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 11 12 13 14 15 16 17 18 19 20 21 22 23 24 25 

26 27 28 29 30 31 32 33 34 35 36 37 38 39 40

آخرین مقالات


 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

LEIBNITZ'S MONADS & JAVADI'S CPH

General Science Journal

World Science Database

Hadronic Journal

National Research Council Canada

Journal of Nuclear and Particle Physics

Scientific Journal of Pure and Applied Science

Sub quantum space and interactions from photon to fermions and bosons

مرز بین ایمان و تجربه  

نامه سرگشاده به حضرت آیت الله هاشمی رفسنجانی

آرشیو موضوعی

اختر فیزیک

اجتماعی

الکترومغناطیس

بوزونها

ترمودینامیک

ذرات زیر اتمی

زندگی نامه ها

کامپیوتر و اینترنت

فیزیک عمومی

فیزیک کلاسیک

فلسفه فیزیک

مکانیک کوانتوم

فناوری نانو

نسبیت

ریسمانها

سی پی اچ

 فیزیک از آغاز تا امروز

زندگی نامه

از آغاز کودکی به پدیده های فیزیکی و قوانین حاکم بر جهان هستی کنجکاو بودم. از همان زمان دو کمیت زمان و انرژی بیش از همه برایم مبهم بود. می خواستم بدانم ماهیت زمان چیست و ماهیت انرژی چیست؟


 

 

free hit counters

Copyright 2013 CPH Theory

Last modified 12/22/2013