سالها
فكر وجود تمدنهاى
فرازمينى و
يا به عبارت ديگر وجود حياتى به جز
حيات شناخته شده زمينى ، كه شامل موجوداتى با
هوش ، تكامل يافته و نظير انسان باشد ، ذهن انسانها را به خود مشغول كرده بود .
با اختراع
تلسكوپ فصل جديدى از كاوشهاى
دانشمندان در فضاى لايتناهى
آغاز شد . هدف اين كاوشها در ابتدا همسايگان زمين نظير ماه و سيارات نزديك بود
. اكثر دانشمندان و علاقمندان به دنبال كشف حيات و يا نشانه
هايى از
تمدن فرازمينى در نزديك ترين همسايه ما يعنى ماه بودند، سياره مريخ كه از
زمانهاى دور جزو اسطوره هاى انسانها
در افسانه ها بود . نيز مورد توجه قرار گرفته بود . ولى به علت محدوديتهايى
اين كاوشها به سرانجام نرسيد، تا در اواسط قرن بيستم با رشد و شكوفايى علمى و
صنعتى جهان كه علوم مرتبط به نجوم را هم در برگرفت ، و با پرتاب فضاپيماها
و آغاز عصر فضا بشر وارد دوره جديدى از اكتشافات فضايى شد .
از جمله
عواملى كه باعث شد تفكر وجود حيات در ساير كرات دوباره
قوت بگيرد ، زمانى بود كه فضا پيماهاى وايكينگ نشانه هايى از گذر آب بر سطح
مريخ يافتند ، برخى از سنگها فرسايش يافته بودند و
جريانى آنها را پشت سر هم چيده و فرسوده كرده بود ، تغيير در عوارض سطحى مريخ
به صورت گسترده نمى توانست نتيجه حركات و عوامل زمين شناختى
سطح مريخ باشد . اين شواهد نشانه هاى گذر آب در سطح مريخ
را قوت بخشيد ، اما كى ؟ ولى مهمترين عاملى كه توانست مريخ را به صورت جدى به
عنوان مكانى براى جستجوى حيات معرفى نمايد ، مشاهده تصويرى از عكسهاى ارسالى وايكينگها
بود كه شبيه چهره انسان بود
! بررسى هاى علمى و غير علمى !! در آن زمان حاكى از آن بود كه تصويرى چنين شبيه
به انسان قاعدتا ساخته دسته موجوداتى متمدن و هوشمند بوده !
پس معماى
وجود كانالها و رودخانه هاى سطح مريخ را هم مى توانستند با اين كشف جديد توجيح
كنند ! و به اين ترتيب جنجال بر سر وجود حيات در مريخ وارد مراحل جديدى شد .
پارس اسکای
نوشته : محمدرحيمي-
هاجرنيلي