|
مقدمه:
اجازه دهيد يک نگاه جديد به رفتار
الکترومغناطيسي در ميدان گرانشي بيندازيم، اين نگرش مي تواند در حل اين معما که
فوتون از چه ذراتي تشکيل شده، مفيد واقع گردد. همچنانکه
مي دانيم يک موج الکترومغناطيسي
از دو ميدان الکتريکي و مغناطيسي عمود بر هم تشکيل شده است که
با سرعت خطي برابر با سرعت نور حرکت مي کنند. شکل زير

با توجه به توصيف امواج الکترومغناطيسي
و نظريه هيگز و ترکيب اين دو نظريه به نتيجه بسيار جالبي خواهيم رسيد.
در اينجا دو ميدان داريم، يکي
ميدان الکتريکي و ديگري ميدان مغناطيسي که با توجه يه نظريه هيگز، اين ميدانها
توسط ذرات هيگز ايجاد مي شوند. اما در اينجا ميدانها متفاوتند، يکي ميدان
ابکتريکي که توسط ذراتي ايجاد مي شوند که از خود، خواص الکتريکي بروز مي دهند و
با سرعت خطي برابر سرعت نور منتقل مي شوند. اما علاوه بر سرعت خطي که در موج
الکترومغناطيسي دارد، روي محور عمود بر آن نيز داراي حرکت است. لذا مجموع مسيري
که اين ذرات در واحد زمان طي مي کند، بيشتر از سرعت نور است.
در اينجا سه نکته کاملاً
مشهود و قابل تعمق است
1 -
اين ذرات خواص الکتريکي دارند. چون به اندازه بار الکتريکي پايه (بار الکتريکي
الکترون يا پروتون) نيستند، لذا آنها را بار
-
رنگ مي
ناميم. بطور مشابه در مورد ميدان مغناطيسي و ذرات تشکيل دهنده ي آن ميتوان چنين
تعبيري داشت که ميدان مغناطيسي اطراف فوتون از مغناطيس
-
رنگتشکيل
شده است.
2 -
حرکت اين ذرات را مي توان شامل سه نوع حرکت دانست، يکي سرعت خطي که برابر سرعت
انتقال موج
الکترومغناطيسي (برابر سرعت
نور)، دوم سرعتي که در ميدان دارند (در شکل بالا مشخص شده است) و سوم اسپين اين
ذرات. لذا مجموع مقادير سرعتها برابر مقدار سرعت اين ذرات است که آن را با Vc
نشان مي
دهيم. بطور وضوح مشخص است که
Vc > c
که در آن
Vc, c
بترتيب مقدار سرعت نور و مقدار سرعت بار
-
رنگ و مغناطيس
-
رنگ هستند.
3 - ميدان
گرانشي از ذراتي (گراويتون) تشکيل مي شود که داراي خواص
- بار رنگي و مغناطيس � رنگي مي
باشند. زيرا همچنانکه در فصل قبل مشاهده شد، هنگاميکه فوتون در ميدان گرانشي در
حال سقوط است، انرژي و در نتيجه شدت ميدانهاي الکتريکي و مغناطيسي آن افزايش مي
يابد (جابجايي بسمت آبي)، لذا ورود گراويتونها (بار
-
رنگ و مغناطيس -
رنگ) به ساختمان فوتون موجب افزايش انرژي آن مي شود.
با توجه به اين اطلاعات
به تعريف سي. پي. اچ. پرداخته و اصل سي. پي. اچ. را بيان مي کنيم. لازم به ذکر
است که:
براي سي. پي. اچ. از کلمه ي ذره استفاده شده است،
منظور از ذره همان نقطه ي مادي نيست و در فارسي کلمه اي که گوياي مفهوم سي. پي.
اچ. باشد نديدم. بهمين
دليل از لغت ذره
استفاده شد.
همچنين توجه شود که در مورد شکل آن نيز هيچ نظر خاصي وجود ندارد. لذا هر کس بنا
بر برداشت و سليقه ي خود مي تواند براي آن شکل مورد نظر خويش را تجسم کند.
CPH تعريف
فرض کنيم يک ذره با جرم ثابتm
وجود دارد که نسبت به هر دستگاه لختي با مقدار سرعت ثابت
Vc
حرکت مي کند. و
Vc>c c,
is speed of light
بنابراين سي. پي. اچ. داراي
اندازه حرکت خطي برابر mVc
مي باشد. شکل
زير:

CPH اصل
پي. اچ. يک ذره بنيادي با
جرم ثابت است که با مقدار سرعت ثابت حرکت مي کند. اين ذره داري لختي دوراني
است. در هر واکنش بين اين ذره با ساير ذرات يا نيروها در مقدار سرعت آن تغييري
داده نمي شود، بطوريکه:
gradVc=0 in all inertial frames and any space
توجه: هنگاميکه
نيروي خارجي بر آن اعمال شود، قسمتي از سرعت انتقالي آن به سرعت دوراني (يا
بالعکس ) تبديل مي شود، بطوريکه در مقدار
Vcتغييري
داده نمي شود. يعني
اندازه حرکت خطي آن به اندازه حرکت دوراني و بالعکس تبديل مي شود.بنابراين
مجموع انرژي انتقالي و انرژي دوراني آن نيز همواره ثابت است. تنها
انرژي انتقالي آن به انرژي دوراني و بالعکس تبديل مي شود.
هنگاميکه سي. پي. اچ. داراي
حرکت
دوراني حول محوري که از مرکز
جرم آن مي گذرد است، يعني زمانيکه سي. پي.
اچ.
داراي
Spin است،آن
را گراويتون مي ناميم.
When CPH has
Spin, It calls Graviton

تشريح
هنگاميکه يک سي. پي. اچ. وجود
سي. پي. اچ. ديگري را احساس مي کند. داراي
اسپين مي شوند که گراويتون ناميده مي شود.
علت ايجاد اسپين در اصل موضوع سي. پي. اچ. نهفته است که بايد با مقدار سرعت
ثابت
Vc حرکت
کند بطوريکه:
gradVc=0 in all inertial frames and any space
بنابراين هر مقدار که از سرعت آن روي يک محور مختصات کاسته مي
شود، به همان ميزان بر مقدار سرعت روي دو محور ديگر افزوده مي شود. يعني:

بعبارت ديگر مجموع مقدار شتاب هاي سي.
پي. اچ. روي سه محور مختصات برابر با صفر است. حال دو سي. پي. اچ. را در نظر
بگيريد که متوجه بار- رنگي و مغناطيس
-
رنگي يکديگر شده اند. شکل زير:

شکل بالا نشان
مي دهد که دو گراويتون با جرم
m و اندازه
حرکت
P =mVc
، درفاصله r
تحت تاثير بار
-
رنگي و مغناطيس رنگي يکديگر قرار گرفته، با هم ترکيب مي شوند، اما
چون مقدار سرعت آنها ثابت است، حرکت انتقالي آنها به حرکت دوراني
یا
Spin
تبديل مي شود.
فاصله ي بين آنها تا جايي مي تواند کاهش يابد که باهم برخورد نکنند. در صورت
برخورد به دليل اسپيني که دارند، از يکديگر دور مي شوند. لذا تراکم (چگالي)
آنها تا زماني مي تواند افزايش يابد که به حالت تماس نرسند. در صورت تماس طي
برخوردي شديد يکديگر را مي رانند و به اطراف پراکنده مي شوند.
يکبار ديگر
جابجايي بسمت آبي را به خاطر آوريد که طي آن يک فوتون در حال سقوط در ميدان
گرانشي است. (اثر مسبوئر و آزمايش پوند - ربکا). فوتوني با انرژي
به
اندازه y
سقوط مي کند و انرژي آن به اندازه ي
mgy
افزايش
مي يابد و به مقدار
مي رسد.

انرژي و جرم فوتون افزايش
ميابد. شکل زير حرکت يک فوتون در حال سقوط در يک ميدان گرانشي را نشان مي دهد
که با ورود گراويتونها به آن انرژي (جرم)، فرکانس و شدت ميدانهاي الکتريکي و
مغناطيسي آن افزايش مي يابد.

بنابراين يک فوتون
از تعدادي گراويتون تشکيل مي شود که داراي اسپين
هستند. شکل زير:

همچنين فوتون
داراي اسپين است. بنابراين
هنگاميکه فوتون با سرعت نور حرکت مي کند، گرايتون هايي که فوتون را تشکيل داده
اند داراي حرکتهاي زير مي باشند:
حرکت انتقالي برابر سرعت نور،
زيرا فوتون با سرعت نور منتقل مي شود و اجزاي تشکيل دهنده آن نيز الزاماً با
همين سرعت منتقل مي شوند.
حرکت دوراني (اسپين)، زيرا
طبق اصل سي. پي. اچ. مقدار سرعت سي. پي. اچ. بيشتر از سرعت نور است و هنگاميه
سي. پي. اچ. ها
با يکديگر ادغام مي شوند و ساير ذرات را تشکيل مي دهند، مقداري از سرعت انتقالي
آنها به اسپين تبديل مي شود.
و حرکت ناشي از اسپين
فوتون، زيرا گراويتون ها در ساختمان فوتون هستند و از حرکت اسپيني فوتون سهم مي
برند.
زير کوانتوم انرژي، جرم و نيرو
در فرآيند بالا نشان داده شد که چگونه
گراويتونها وارد ساختمان فوتون شده و انرژي آنرا افزايش مي دهند. از طرفي ديگر
مي دانيم که گراويتونها حامل نيروي گرانشي هستند. لذا بسادگي مشاهده مي شود که
نيرو قابل تبديل به انرژي است. گراويتونهايي که به اين ترتيب تبديل به انرژي مي
شوند.
در يک
ميدان گرانشي، هنگاميکه فوتون بسمت آبي جابجا مي شود، گراويتون ها تبديل به
انرژي مي شوند و زمانيکه فوتون بسمت قرمز جابجا مي شود، انرژي فوتون به
گراويتون تبديل مي شود و و سرانجام با تباه شدن انرژي ، ماده و پادماده پديد مي
آيد.
شکل
زير:

در حقيقت سي.
پي. اچ. يک زير کوانتوم هستي در طبيعت است که همه ي ذرات از آن ساخته شده اند.
CPH is Sub Quantum of existence in
Nature
اين زير کوانتوم داراي جرم است، پس
جلوه ي ماده است، داراي اندازه حرکت است که بيان کننده ي انرژي است. همچنين
داراي خواص
بار-رنگي و مغناطيس - رنگي است. يک
کوانتوم انرژي از تعدادي سي. پي. اچ. تشکيل مي شود و
امواج الکترومغناطيسي ظاهر مي شوند.
ب دين
ترتيب مشخص است که چرا نمي توان فوتون را در حالت سکون مشاهده کرد، زير يک
فوتون در شرايط سرعت نور و از تعدادي ذرات زير فوتون (بار-رنگها و
مغناطيس-رنگها) توليد مي شود که خود اين ذرات زير فوتوني با مقدار سرعتي بيشتر
از سرعت نور حرکت مي کنند.
بار-رنگ
و مغناطيس رنگ در
امواج الکترومغناطيس معادلات
فرض کنيم دو سي. پي. اچ. نسبت
به يک دستگاه لخت با
سرعت خطي
Vc
حرکت مي کنند که به
دليل خواص بار-رنگي و مغناطيس - رنگي با يکديگر ترکيب
شده و فوتون توليد مي شود. چون:
gradVc=0
داراي اسپين خواهند شد و مي
توان نوشت:
gradVc=0 => axi+ayj+azk=0
ي عني
مجموع شتاب ها روي سه محور برابر صفر است.
فرض کنيم که سي پي. اچ. (
در پرتو الکترومغناطيسي) روي محور xحرکت
انتقالي برابر با سرعت امواج
الکترومغناطيسي(سرعت نور) دارد.
شکل زير:

اما اشاره کوتاهي در مورد اصطلاح سي.
پي. اچ. را لازم مي دانم. اميدوارم مفيد واقع شود.
بنابراين مقدار سرعت آن تنها روي
محور هاي
y, z
تغيير
مي کند و شتاب روي محور
x
صفر
است، يعني:
ax=0
تنها روي دو محور ديگر شتاب خواهد داشت بطوريکه:
ayj+azk=0
هنگاميکه:
ay=0 => az is
maximum. And ay is
maximum when az=0
فرض کنيم يک بار- رنگ در
ساختمان فوتون همراه با يک پرتو الکترومغناطيسي روي محور y
در حرکت است. اين بار-رنگ تحت
تاثير ميدان مغناطيسي موجود (مغناطيس-رنگها) دائماً در حال شتاب روي اين محور
است. بهمين دليل اسپين بار-رنگها دائماً در حال تغيير است و اين تغييرات از
مقدار سرعت آنها روي همين محور تامين و تبديل مي شود. با افزايش اسپين، از
مقدار سرعت روي محور y
کاهش مي يابد و با کاهش اسپين
بر مقدار سرعت روي همين محور افزوده مي شود و در صورتي که شدت ميدان گرانشي
ثابت باشد، مانند فضاي بين ستارگان، سرعت نور ثابت خواهد ماند. بهمين دليل
مشاهده مي کنيم که همانطور که نسبيت خاص تصريح کرده، مقدار سرعت نور در فضاي
تهي نسبت به همه ي دستگاه هاي لخت ثابت و برابر c
است.
به همين ترتيب حرکت و اسپين مغناطيس - رنگها روي محور
Z
قابل
توجيه است. توجه شود که اين تغييرات در در مورد بار � رنگها و مغناطيس - رنگها
هماهنگ هستند. اگر به شکل انتشار امواج الکترومغناطيسي توجه فرماييد، مشاهده
خواهيد کرد که هم زمان دامنه ي ميدانهاي الکتريکي و مغناطيسي ماکزيمم و صفر مي
شوند.
حال مي توان معادله حرکت بار � رنگ را نوشت. با توجه به شکل بالا، سي. پي. اچ.
ي که بصورت بار رنگ ظاهر شده حرکتي متناوب دارد که معادله ي حرکت آن را مي توان
بصورت زير نوشت:
Ec=EcmCosw(t-x/c)
که در آن
Ec
مقدار بار-رنگ است و
Ecm
مقدار مازيمم بار-رنگ است.
براي سي. پي. اچ. ديگر که بصورت مغناطيس-رنگ ظاهر مي
شود مي توان نوشت:
Bc=BcmCosw(t-x/c)
که در آن
Bc
مقدار مغناطيس-رنگ است و
Bcm
مقدار ماکزيمم مغناطيس رنگ
است. فرض
کنيم يک فوتون شامل n بار
- رنگ و mمغناطيس
- رنگ است که معادله ميدانهاي الکتريکي و مغناطيسي آن بصورت زير خواهد شد:
E=nEcmCosw(t-x/c)
B=mBcmCosw(t-x/c)
هنگاميکه يک فوتون در حال سقوط در يک ميدان
گرانشي است، تعداد
بار � رنگها و مغناطيس � رنگهاي آن افزايش مي يابد و در نتيجه جابجايي بسمت آبي
خواهيم داشت. و هنگام صعود فوتون در ميدان گرانشي، از تعداد آنها کاسته مي شود
و شاهد جابجايي بسمت قرمز خواهيم.
معادلات الکترومغناطيس در گرانش
همجنانکه در بالا تشريح شد، هنگام سقوط
فوتون در ميدان گرنشی، گراويتون ها خواص بار-رنگی و مغناطيس-رنگی از خود نشان
می دهند. بهمين دليل بر شدت ميدانهای الکتريکی و مغناطيسی فوتون افزوده می شود.
بنابراين يک رابطه ی تنگاتنگ بين گرانش و امواج الکترومغناطيسی وجود دارد. اما
می دانيم که امواج الکترومغناطيسی از معادلات ماکسول پيروی می کنند. لذا
وابستگی گرانش و امواج الکترومغناطيسی نيز بايد از معادله ای شبيه معادلات
معادلات ماکسول تبعيت کند. سئوال اين است که اين معادله را چگونه می توانيم به
دست آوريم؟
يکبار ديگر سقوط فوتون را در
ميدان گرانشي مورد بررسي قرار مي دهيم. محور قائم را در جهت شتاب گرانش در نظر
مي گيريم. جهت حرکت نور بطرف پايين و با شتاب گرانش همجهت است. بنابراين جهت
ميدان الکتريکي افقي (عمود بر جهت حرکت فوتون) خواهد بود. با سقوط فوتون، شدت
ميدان الکتريکي افزايش مي يابد و بنابر نظريه سي. پي. اچ. همان مقدار تغييرات
روي ميدان گرانش ايجاد خواهد شد. يعني تعدادي بار-رنگ از ميدان گرانش وارد
ساختمان فوتون خواهند شد(شکل زير). توجه شود که مجموع انرژي فضايي که فوتون در
آن حرکت مي کند و انرژي فوتون مقدار ثابتي است. بنابراين هر تغييري روي يکي از
آنها برابر است با همان مقدار تغيير روي ديگري با علامت مخالف.

در اينجا دو تابع برداري داريم. يکي شدات ميدان
گرانشي و ديگري شدت ميدان الکتريکي:
g and E
حال اگر عملگر

را بصورت ضرب برداري روي ميدان برداري گرانش اعمال
کنيم، نتيجه يک ميدان برداري عمود بر جهت حرکت فوتون به دست مي آيد و خواهيم
داشت:

هنگام سقوط فوتون، شدت ميدان الکتريکي نسبت به زمان
افزايش مي يابد و به همان ميزان از تعداد بار-رنگهاي موجود در ميدان گرانش
کاسته مي شود. جدول زير را که با توجه به شکل بالا تنظيم شده ملاحظه کنيد:
Point A; Photon contains k1 CPH
Point B; Photon contains k2 CPH
k2 > k1
لذا به همين مقدار که بر تعداد سي. پي. اچ. هاي
فوتون افزوده مي شود، از تعداد بار-رنگهاي ميدان گرانشي کاسته مي شود. اما اين
تمام فرايند انجام شده نيست، زيرا ميدان الکتريکي تغيير مي کند و اين تغيير
ميدان الکتريکي موجب تغيير ميدان مغناطيسي نيز مي شود، يعني:

لذا به همين ميزان نيز که بر شدت ميدان مغناطيسي افزوده مي
شود، از تعداد گراويتوننهاي ميدان گرانشي کاسته مي شود.
اين پديده فرايند معکوسي نيز دارد، و آن مربوط به
زماني است که فوتون در حال فرار از ميدان گرانشي است. هنگام فرار فوتون در
ميدان گرانشي، جابجايي بسمت سرخ است که انرژي و در نتيجه شدت ميدان الکتريکي
فوتون کاهش مي يابد. لذا تعدادي از بار-رنگها از ساختمان فوتون خارج شده و بر
تعداد گراويتون هاي ميدان گرانشي افزوده خواهد شد. لذا خواهيم داشت:

در حالت کلي اگر بخواهيم معادلات ماکسول را براي
فضاي واقعي که در آن آثار گرانشي نيز وجود دارد بنويسيم، بايد معادلات شش گانه
ي زير را بکار ببريم:

هر فضايي که آثار گرانشي داشته باشد و امواج
الکترومغناطيسي از آن عبور کند، شدت ميدانهاي گرانشي و مغناطيسي و در نتيجه
انرژي آن تغيير خواهد کرد.
|