English

Contact us

نظر دهید

تماس با ما

فارسی

Welcome to CPH Theory Siteبه سایت نظریه سی پی اچ خوش آمدید

 

 

نظریه سی پی اچ بر اساس تعمیم سرعت نور از انرژی به ماده بنا شده است.

اخبار

آرشیو مقالات

 

سی پی اچ در ژورنالها

   

 

 اراده آزاد و جبر و اختیار

 

 

 


( مهدی پدرام )

http://philosophers.atspace.com

توضیح : یکی از مسایلی که از مدتها پیش تا چند سال قبل ذهنم را به شدت به خود مشغول کرده کرده بود مسئله جبر و اختیار بود تا جاییکه یکی از مهمترین عوامل جذبم به فلسفه انگیزه یافتن راه حلی برای این موضوع بود . برای نمونه می توانید مطلب "جبر و اختیار از دیدگاه علی و معلولی"  یکی از یادداشتهای آن دوران که تا حدودی بیانگر خامی نویسنده نیزمی باشد را مشاهده نمایید . مطلب زیر نیز در باره همین موضوع است که البته همانطور که مشاهده خواهید کرد تفاوت بسیاری با مطلب چند سال پیش دارد وحتی به گونه ای آن را به نقد هم کشیده است .

 هدف این نوشتار این است که در باره این پرسش که  " آیا ما  موجودات مجبوری هستیم یا مختار؟ " موضع گیری نمایم .
 بسیاری از مشکلات وابهامات فلسفی که ذهن بسیاری از فلاسفه را برای قرنها به خود مشغول داشته است از سعی برای پاسخگویی به پرسشهایی اشتباه و بی معنی یا فاقد وضوح لازم برای پاسخگویی ناشی می شوند . روشن است که در صورت نقص صورت(و یا ماده) سوال هرگونه تلاش برای پاسخگویی به آن موجب پدیدار شدن مشکلاتی نو و پیچیده تر خواهد شد .  در این اینجا سعی خواهم کرد که نشان دهم پرسش مورد نظر ما در مورد مساله جبر و اختیار از همین گونه پرسشها می باشد چنانکه با نشان دادن مشکلات این پرسش و روشنتر کردن آن بسیاری از مسایل پیرامون آن به خودی خود مرتفع می شوند.

با کمی دقت  می توان فرض درست بودن این قضیه  که  "انسان (من مهدی ما یا هر کلمه دیگری دال بر موضوع قضیه) یا مجبور است یا مختار . " را به آسانی از این پرسش استخراج کرد .  این قضیه که در اصطلاح منطق از نوع  "قضایا منفصله شرطی از نوع حقیقی است بیانگر این موضوع است که  یا شق اول قضیه درست است یا شق دوم آن و هردو نمی توانند همزمان درست یا غلط باشند . هدف پرسشگر هم از طرح این پرسش یافتن شق درست و غلط در این قضیه است یعنی او به نوعی هنگام پرسش درستی قضیه شرطی منفصله را پذیرفته است. 

به عبارت دیگر پرسشگر با این پرسش مفهوم اختیار را نقیض مفهوم جبر دانسته و انتظار دارد که شخص پاسخ دهنده نیز این امر را بپذیرد و سپس یکی از آنها را به عنوان جواب انتخاب نماید . 

چنانکه دیده شد طرح پرسش مزبور ما را وادار می سازد که با قبول یکی از جوابها الزاما منکر درستی جواب دیگر باشیم . تا اینجا به نظر می رسد که صورت قضیه چندان ایرادی ندارد و با شرط تناسب ماده قضیه با صورت آن طرح قضیه فاقد مشکل خاصی باشد . حال به بررسی مواد قضیه (مفاهیم جبر و اختیار) و تناسب آن با صورت قضیه می پردازم . شرطی که این قضیه برای مواد خود ایجاب می کند نقیض بودن آنهاست یعنی اگر شق اول قضیه را دال بر مفهوم ومعنایی دانستیم الزاما باید مفهوم و معنای متناقض آن را برا ی شق دوم قضیه در نظر بگیریم . در غیر این صورت قضیه شرطی منفصله مذکور و کلا پرسش مطرح شده از نظر منطقی فاقد اعتبار می باشد . 

خلاصه اینکه اعتبار داشتن پرسش جبر و اختیار مشروط به قبول تناقض این دو مفهوم در تعریف است . پس هنگام پاسخگویی با این پرسش فقط مجازیم تعاریفی از این دو مفهوم را به کار بریم که با هم کاملا درتناقض باشند . اکنون سعی می کنم به برخی از موادی (تعاریف جبر واختیار)  که به نظر می رسد در این قضیه کاربرد دارند  بپردازم .

 1 ساده ترین و در عین حال ساده انگارانه ترین تعبیری که می توان از کلمه جبر داشت ترتب علت و معلول یا به عبارت دیگر رابطه علیت است . مطابق این تعبیر هر چیزی که رابطه علت ومعلولی بر آن صدق کند یا به عبارت دقیق تر نیازمند علتی باشد مجبور است. با این تعبیر و توجه به لزوم اینکه مفاهیم جبر و اختیار الزاما باید متناقض باشد می توان نتیجه گرفت :اختیار در عدم صدق علیت است .

این تعبیر از مفاهیم جبر و اختیار در طول تاریخ بیشتر منتهی به گرایشات جبری شده است . دلیل این امر آن است که قانون علیت چه قانونی طبیعی و عینی باشد (مطابق گرایشات متافیزیکی) و چه امری فقط ذهنی وسابژکتیو (مطابق نظر منتقدان متافیزیک) هیچ کدام از اندیشه ها و تجارب ما دال بر عدم صدق آن نیست . پس چنین نتیجه می شود که اختیار که عدم صدق علیت است یا کلا وجود ندارد و یا هیچگاه تجربه نشده است . البته کسانی هم هستند و بوده اند که با همین تعبیر از جبر و اختیار سعی در اثبات مختار بودن انسان کرده اند . نمونه امروزی اینگونه افراد کسانی هستند که با کمک گرفتن از اصل عدم قطعییت هایزنبرگ در فیزیک تلاش می کنند که به نوعی وجود اختیار در انسان را توجیه نماید . مطابق این اصل فیزیک جدید نمی توان همزمان سرعت و مکان یک ذره فیزیکی را با دقت دلخواه تعیین نمود . تلاش این افراد بر این است که این پدیده فیزیکی را عدم صدق علیت معرفی نمایند و از این راه اختیار را نیز که یکی از موارد نادرستی علییت است (البته با این تعبیر) مجاز و معتبر بدانند .
مشابه همین روش را نیز در یونان باستان نزد 
اپیکور می توان یافت . اپیکور که متافیزیک دموکریتوس را مبنی بر تشکیل ماده از اجزای تجزیه ناپذیری به نام اتم پذیرفته بود برخلاف دموکریتوس قایل به آزادی اراده برای انسان بود ازهمین رو دیدگاه دموکریتوس را بدین شکل اصلاح کرد که حرکات و وضع اتمها کاملا جبری و متعین نیست بلکه شامل حرکاتی تصادفی نیز می شود که او از این حرکات تصادفی اتمها برای توجیه وجود اختیار در انسان استفاده می کند.
باید توجه داشت که این توجیهات اختیار در انسان شامل  دو مشکل عمده زیر است

1-  اصل عدم قطعیت هایزنبرگ (وحتی شاید بیان اپیکور) در مورد ذرات زیر اتمی در حد و اندازه الکترون صادق می باشد و برای ذرات بزرگتر مانند مولکولهای آلی و زیستی کاملا این عدم قطعیت قابل صرفنظر است (مقدار عدم قطعیت به اندازه ای کوچک خواهد بود که عملا هیچگونه تاثیری درفعالیت زیستی موجود زنده ندارد ) . پس این عدم تعین حرکت ذرات نتیجه ای در کل سیستم موجود زنده ای مانند انسان نخواهد داشت .

2-  حتی اگر مشکل فوق نیز وجود نداشت تنها نتیجه ای که از این حرکات تصادفی یا عدم تعین ذرات می توانستیم بگیریم این است که اعمال انسان و موجود زنده به یک تابع تصادفی نیز وابسته می باشد . مانند اینکه اعمال علاوه بر تمامی عوامل دخیل در آن به عددی که از ریختن یک تاس هم حاصل می شود وابسته باشد . که نتیجه اش تنها این است بعضی از این اعمال تصادفی است و این موضوع به هیچ وجه ربطی به مختار بودن او ندارد و حتی شاید بتوان آن را مقوم مجبور بودن انسان دانست .

همانطور که دیده شد با تعبیر فوق از کلمات جبر و اختیار نه تنها می توان انسان را موجود مجبور دانست بلکه به راحتی می توان از رد امکان هر گونه اختیاری  در جهان سخن گفت .
در پایان همانگونه که مشاهده شد نوعی بیگانگی بین این تعبیر و بیان با تصوری که ما از جبر و اختیار انسان در ذهن داریم وجود دارد. و به نظر نمی رسد این تعبیر بیانگر مقصود ما از این کلمات باشد.

 2  دومین تعبیری که می توان از کلمات جبر و اختیار داشت به شکلی که این تعاریف نقیض یکدیگر باشند تعریف جبر به پیشبینی پذیری و اختیار به عدم پیشبینی پذیری است . این تعبیر شباهت زیادی با روش پیشین دارد تا حدی که شاید بتوان گفت تکرار همان با تفاوتهای جزیی و به بیانی دیگر است . دلیل این امر هم این است که پیشبینی پذیری یک سیستم و عدم آن تا حد زیادی به وجود قوانینی جبری و معین وهمچنین رابطه علی و معلولی برای آن سیستم ومحیطش وابسته است .  حال که معیار مختار بودن انسان پیشبینی پذیر بودن رفتار و اعمال اوست به بررسی این پارامتر بپردازیم . طرفداران اختیار برای اثبات مختار بودن انسان احتملا چنین استدلال می کنند که انسان و محیط او مجموعه بسیار پیچیده ای است که عملا امکان بررسی کل اجزای این مجموعه و روابط حاکم بر آن ممکن نیست . هر چند که پیشبینیهای کلی در مورد جوامع انسانی وتک تک افراد در صورت پشتوانه علمی قوی  و اطلاعات فوق العاده زیاد  تا حدودی امکان پذیر است ولی بهیچوجه این پیش بینیها مطلق نیستند . وچه بسا یک عامل بسیار کوچک و ناچیز در یک مجموعه سبب پدید آمدن تغییر بزرگ و اساسی در مجموعه گردد. (در این مورد شما  را ارجاع می دهم به نظریه آشوب یا Chaos)و گذشته ازاین پیشبینی وضع دقیق جزیی از این مجموعه  مانند انسان محتاج پیشبینی وضع دقیق محیط آن مجموعه نیز هست و این پیشبینی حتی از لحاظ نظری نیز امکان پذیر نیست چون مستلزم وجود پردازشگری با قدرت بی نهایت  و گذشته از این حتی مستلزم دور است چون این ماشین پیشگو و پردازش گر باید آینده خود را نیز پیشبینی نماید! .

در مقابل طرفدار جبر خواهد گفت اصلا نیازی به اینگونه سختگیری نیست . چون هدف ما پیشبینی عملی رفتار انسان نیست و صحبت ما صرفا  نفس پیشبینی پذیری است به این معنا  که قصد ما این است که بگوییم اگر همه عوامل موثر برانسان و سازو کارهای درونی انسان را بشناسیم رفتار او پیشبینی پذیر خواهد بود . مثلا فرض کنید عده ای از دانشمندان اعم  از زیست شناس پزشک روانشناس و .... یک نوزاد انسان را در یک محیط بسته نگاه دارند ودایما تمامی رفتار و اعمال  و ... او را بررسی کنند آنها به احتمال زیاد اگر این شخص دایما در همین محیط بسته و کنترل شده باقی بماند می توانند واکنشهای او را در این محیط نسبت به محرکها و وضعیتهای گوناگون پیشبینی کنند . پس چنین نتیجه می شود اعمال و رفتار هر شخص پس از چند مرحله نهایتا به ژنتیک و محیط  شخص باز می گردند و هیچ کدام از این دو تحت سیطره شخص نیست . پس با دانستن این عوامل اعمال و رفتار شخص پیشبینی پذیر می شود .

اما در اینجا می توان این سوال را مطرح کرد که آیا صرف دانستن اینکه شخصی چه رفتار و عملی را انجام خواهد داد باعث خواهد شد که ما آن شخص را مجبور بدانیم ؟ برای نمونه فرض کنید شما من را می شناسید و می دانید که به غذای الف علاقه دارم و از غذای ب بیزارم و می دانید که من امروز ظهر به شدت گرسنه ام و اتفاقا هر دو غذای الف و ب در خانه موجود است پس شما می توانید پیشبینی کنید که من هنگام بازگشت به منزل غذای الف را برای نهار انتخاب می کنم . اما آیا این پیشبینی پذیری به معنای مجبور بودن من در انتخاب غذاست ؟

همانطور که دیده شد تعریف جبر و اختیار بر اساس  پیشبینی پذیری اعمال و رفتار هم چندان موقعیت رضایت بخشی برای قضاوت در باره مجبور یا مختار بودن انسان نمی دهد و در واقع مانند تعبیر قبل (بر اساس صدق علیت) چندان ربطی به موضوع جبر و اختیار انسان ندارد .

3   تعبیر دیگری از کلمات جبر و اختیار که به نظر من معقول تر و قابل پذیرش تر ومهمتر از اینها با کاربرد واقعی این کلمات سازگارتر می باشد این است که این کلمات را محدود به اراده انسان سازیم و از این مطلب سخن گوییم که آیا انسان اراده آزاد دارد یا خیر ؟ به بیان دقیقتر سوال اصلی این است که آیا انسان توانایی تصمیم گیری بر مبنای امیال و مقاصدش را دارا است یا خیر؟ تجارب روزانه ما نشان می دهد که انسان - جدای از توانایی وقدرت اجرای تصمیم و تاثیر این امر بر تصمیم گیری قادر است هر تصمیم قابل تصوری بگیرد و اراده کند . روشن است که ما توانایی اجرای بعضی از این تصمیمات را داریم و در مورد اجرای بسیاری ازآنها ناتوانیم ولی این مسئله بهیچوجه لطمه ای به نفس آزادی اراده انسان وارد نمی کند و تنها سبب می شود که به طور معمول (نه مطلق) تصمیم گیری ما با واقعیات موجود و تواناییهایمان سازگارتر شود .
حال در اینجا باید از پرسشگر پرسید که پرسش وی در مورد جبر و اختیاردرباره آزادی انسان در اراده و تصمیم گیری است ؟ یا توانایی انسان در اجرای تصمیم است ؟ زیرا هر کدام از این دو پرسش را می توان از سوال جبر و اختیار برداشت کرد و این دو پرسش کاملا متفاوتند و درباره موضوعاتی متفاوت پرسیده شده اند به شکلی که خلط این دو پرسش موجب سردرگمی و بحثهای بیهوده در باره این موضوع شده است .

اگر پرسشگر از توانایی انسان برای اجرای تصمیماتش سوال کرده باشد روشن است که جواب بسته به شرایط متفاوت خواهد بود . یعنی گاهی انسان توانایی عمل به اراده را خواهد داشت گاهی خیر(با این تعبیر گاهی مختار است گاهی مجبور) . ولی به نظر نمی رسد مقصود پرسشگر از جبر واختیار توانایی انسان برای اجرای همه تصمیماتش باشد چون بدیهی است بی نهایت کار غیر ممکن برای انسان وجود دارد وهمچنین بی شمار کار ممکن .

ولی اگر منظور پرسشگر سوال اول است (که منطقا باید چنین باشد) پاسخ این است که تنها محدودیت نفس تصمیم گیری و اراده انسان گستره تصور او از اراده و تصمیمات ممکنش است . در کلامی کوتاه تر انسان دارای اراده ای آزاد و مختار است . 

ولی بعضی از جبریون ممکن است با توجه به علیت ایرادات زیر را به آزادی اراده مذکور وارد کنند:

1- اراده انسان معمولا بر امیال و خواهش ها و شهوتها وکششهای درونی اش قرار می گیرد وتصمیمات انسان تقریبا همیشه در جهت ارضای اینهاست .  که بسیاری از اینها خودشان بعد از طی چند رابطه علی و معلولی حتی به محیط انسان باز می گردند . مثلا اینکه من دوست دارم مهندس شوم به احتمال قوی مربوط به نگاه جامعه من به مهندس و شان اجتماعی آن است یا اینکه من به خانمهایی با فلان وضع وشکل و تیپ علاقه نشان می دهم تا حدود زیادی تحت تاثیر عوامل اجتماعی و یا حتی اقتصادی است . شکی نیست که اینها عوامل موثری در من وخارج از اراده من هستند . مثال دیگر: نفس ترجیح دادن خانمها به آقایان در من ,درست است که این به عامل درونی در من یعنی گرایش وجهت گیری غریزه جنسی من بر می گردد ولی خود این غریزه جنسی چیزی است خارج و متفاوت از اراده من . حال پرسش این است که با این اوصاف چگونه می توان انسان را در اراده وتصمیم گیری آزاد دانست؟ آیا اراده انسان برده این عوامل نیست ؟

چند جواب رضایت بخش می توان به ایراد داد :

درست است که انسان تحت تاثیر این عوامل بیرونی (محیطی از قبیل اجتماعی فرهنگی اقتصادی و ....) و عوامل درونی (غرایز و....) است ولی او می تواند بر خلاف اینها نیز اراده نماید و گذشته از نتایج آن (ناگوار یا گوارا) در بعضی از موارد به اراده خود عمل نیز نماید . مانند کسانی که در جامعه نه تنها در جهت جریان آب شنا نمی کنند گاهی در خلاف جریان حرکت می کنند . خلاصه اینکه درست است که در بیشتر موارد محیط است که به توده های مردم و اجتماعات شکل می دهد ولی این تاثیر به هیچ وجه بر فرد فرد مردم یکسان نیست وحتی گاهی اراده و عمل یک فرد تاثیر شگرفی بر یک اجتماع بزرگ خواهد گذاشت. در مورد عوامل درونی نیز روشن است که اراده می تواند بر عدم ارضا تعلق گیرد . مانند کسانی که ترک دنیا کرده و راه ارضای غرایز را بر خود می بندند.

درست که اراده وتصمیمات انسان معمولا در جهت ارضای خواهشها وکششها و غرایز و... است ولی بهیچوجه این موضوع را نمی توان دلیلی برای مجبور انسان دانست . آیا می توان نتیجه گرفت که من به دلیل تصمیم گیری بر مبنای علایقم موجودی مجبورم ؟ آیا من مجبورم چون تصمیماتم معمولا در جهت ارضای من است ؟ مسلما نه . درست است که بسیاری از خواهش های من ممکن است تحت تاثیر عوامل خارجی(محیط) شکل گرفته باشد . ولی خواهش ها وکشش های من چه کاملا درونی باشند چه محیطی یا ترکیبی از این دو جزیی از من و از عوامل تشکیل دهنده چیزی است که آن را به عنوان "من" می شناسم هستند واین "من" را نمی توان جدای از اینها تصور کرد . اگر سلایق مرا از من بگیرند اگر وابستگی های من را از من بگیرند اگر غریزه جنسی من را از من جدا کنند  اگر عادات من را تغییر دهند و اگر تاثیرات محیطم را از من پاک کنند آیا می توان بر این باقیمانده (اگر چیزی باقی بماند!) "من" نام گذاشت تا از جبر و اختیار آن سخن گفت ؟ مسلما نه . پس بهیچوجه نمی توان تصمیم گیریهایی از انسان را که در جهت ارضای این کششها و خواهشهاست دلیل بر مجبور بودن او دانست .

3   ایراد ضعیفتری که ممکن است به این موضع وارد کنند این است اراده انسان محدود است به تواناییهای ذهنی او و آموزش او و قدرت تصور او. پاسخ به این ایراد هم ساده است : بله چنین است ولی صحبت ما هم درباره موجود محدودی است به نام انسان نه چیزی مانند فرا انسان .

همان طور که دیده شد اگر به هر یک از بخشهای بحث فوق به صورت مجزا نگاه شود شاید فقط توضیح واضحات به نظر آید. اما به نظر من زمانی به کل بحث نگاه کنیم می بینیم که این بحث با دقیق کردن کلمات و معانی آنها وتحلیل واژه ها پرسش جبر واختیار چگونه به حل آن پرداخت . در واقع حل این مساله چیزی نبود جز فرار از مغالطه هایی که ازکاربرد نادرست کلمات پدید می آیند.

 

 

 

نقل از فیلسوفان

 

 

 

1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 11 12 13 14 15 16 17 18 19 20 21 22 23 24 25 

26 27 28 29 30 31 32 33 34 35 36 37 38 39 40

آخرین مقالات


 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

LEIBNITZ'S MONADS & JAVADI'S CPH

General Science Journal

World Science Database

Hadronic Journal

National Research Council Canada

Journal of Nuclear and Particle Physics

Scientific Journal of Pure and Applied Science

Sub quantum space and interactions from photon to fermions and bosons

مرز بین ایمان و تجربه  

نامه سرگشاده به حضرت آیت الله هاشمی رفسنجانی

آرشیو موضوعی

اختر فیزیک

اجتماعی

الکترومغناطیس

بوزونها

ترمودینامیک

ذرات زیر اتمی

زندگی نامه ها

کامپیوتر و اینترنت

فیزیک عمومی

فیزیک کلاسیک

فلسفه فیزیک

مکانیک کوانتوم

فناوری نانو

نسبیت

ریسمانها

سی پی اچ

 فیزیک از آغاز تا امروز

زندگی نامه

از آغاز کودکی به پدیده های فیزیکی و قوانین حاکم بر جهان هستی کنجکاو بودم. از همان زمان دو کمیت زمان و انرژی بیش از همه برایم مبهم بود. می خواستم بدانم ماهیت زمان چیست و ماهیت انرژی چیست؟


 

 

free hit counters

Copyright 2013 CPH Theory

Last modified 12/22/2013