English

Contact us

نظر دهید

تماس با ما

فارسی

Welcome to CPH Theory Siteبه سایت نظریه سی پی اچ خوش آمدید

 

 

نظریه سی پی اچ بر اساس تعمیم سرعت نور از انرژی به ماده بنا شده است.

اخبار

آرشیو مقالات

 

سی پی اچ در ژورنالها

   

 

علیت و مکانیک کوانتومی

 

 

 

 

امروز به نوشته‌ای برخوردم و از مطالعه آن چنان حظی بردم که حیفم آمد آن را با شما شریک نشوم. این مطلب آقای حسینی که نمی‌دانم کیست آن‌چنان مرا به تعجب و شگفتی واداشته که می‌توانم برای هر کلمه ایشان هفتاد صفحه مثال نقض بزنم، اما چون فرصت و حوصله نیست به هفت خط بسنده می‌کنم
 

فيزيک کوانتوم نمی‌تواند قانون عليت را نفی کند چون عليت يک يافته قطعی عقلی است و کوانتوم يک موضوع تجربی

فیزیک کوانتوم اصلاً قصد ندارد که علیت را نقض کند، فقط می‌گوید در مقیاس‌های اتمی باید این فیزیک آشنایی را که بلد هستیم کنار بگذاریم و فیزیک نوینی جایگزین کنیم که نه با عقل مشکل دارد نه با علیت! در ضمن کوانتوم یک موضوع تجربی نیست، نظریه‌ای است برای توجیه رفتارهای ذرات در مقیاس‌های بسیار کوچک که با تجربه هم سازگار است. اما این ادعا که یک موضوع تجربی نمی‌تواند یک موضوع عقلی را نقض کند شاهکار است

می‌گویند ۲۰۰۰ سال پیش هم یونانیان در مورد تعداد دندان‌‌های اسب بحث عقلی می کردند، به جای این‌که بروند و دهان مبارک یک عدد اسب را باز کنند و دندان‌هایش را بشمارند. بنا بر این ادعا اگر مثلاً در بحث عقلی به این نتیجه می‌رسیدند که اسب باید ۴۰۰ عدد دندان داشته باشد، اما در تجربه می‌دیدند که اسب فقط ۴۰ دندان دارد این موضوع تجربی به هیچ وجه نمی‌توانست موضوع عقلی را نفی کند و تعداد دندان‌های اسب ۴۰۰ تا ثبت می‌شد

چون عقل می‌گويد هر پديده‌ای علتی دارد، پس درون اتم نيز بايد علتی ناشناخته باشد که آن اتفاقات دقيقا بر اساس آن علت رخ می‌دهد. پس ديگر نمی‌توانيم بگوييم پديده‌های درون اتم اتفاقی و تصادفی است

برادر من هیچ فیزیک‌دانی نمی‌گوید که پدیده‌های داخل اتم تصادفی است، اما پدیده‌های مختلف با احتمال‌های مختلف امکان وقوع دارند و فقط یکی از آن‌ها رخ می‌دهد. یک کم دقت کنید لطفاً، تصادف با احتمال فرق دارد

مثلا 1
 + 1 که هميشه نتيجه‌اش 2 خواهد بود و امکان ندارد نتيجه ديگری در پی داشته باشد. همان‌گونه که گزاره کل بزرگ‌تر از جزء است بديهی است، 2 بودن نتيجه‌ آن جمع نيز يک امر کاملا بديهی است. چون اگر جمع دو واحد هم‌اندازه، مساوی با دو برابر هر واحد نباشد ما دچار تناقض شده‌ايم و فرض مساوی بودن دو واحد يا جمع شدن آن دو را نقض کرده‌ايم.با اين اوصاف آيا به نظر شما باز هم می‌توان در قطعی بودن چنين جمع ساده‌ای ترديد داشت و آيا با وجود چنين رديدي، ديگر برای عقل جايگاهی باقی
خواهد ماند؟


معلومه که می‌شود تردید داشت! ۱+۱ فقط وقتی ۲ می‌شود که شما با ریاضیات دبستانی و فیزیک حداکثر دبیرستانی سروکار دارید. در نسبیت خاص، یعنی در سرعت‌های نزدیک به سرعت نور دیگر ۱+۱ =۲ نیست. اگر دو جسم با سرعت نور به سمت یکدیگر حرکت کنند فاصله بین آنها با چه سرعتی کم می‌شود؟ دو برابر سرعت نور؟ نه خیر، با همان سرعت نور! یعنی اگر سرعت نور را واحد بگیریم این‌طور نوشته می‌شود: ۱+۱=۱ البته نه به همین سادگی . این هم با عقل جور در می‌آید هم با تجربه ، البته نه با سواد و تجربه محدود دبیرستانی. در مقیاس‌های بزرگ و سرعت‌های بالا باید از ابزارها و زبان و بیان دیگری مخصوص به آن شرایط استفاده کنیم و این طوری نه به عقل برمی‌خورد نه به تجربه و نه به علیت.

مشکل چنین بحث‌هایی در این است که ما خود را خبره روزگار در همه چیز می‌دانیم.هم زمان هم از فیزیک و شیمی حرف می‌زنیم، هم به سیاست گیر می‌دهیم، هم تحلیل فرهنگی می‌کنیم، هم مفسر فوتبال و کشتی می‌شویم ،هم از اقتصاد ایراد می‌گیریم...همه این‌‌ها در حد گفتگوی روزانه و بحث دوستانه و محض سرگرمی و گذران وقت به جای خود قبول، اما وقتی کسی پیدا می‌شود که با انبان خالی عَلَم هدایت وراهنمایی دیگران را بلند می‌کند اگر خاموش بنشینی گناه است.

دوست عزیز! دست از سر فیزیک و کوانتوم بردارید. زمانی هم عشق و آنتروپی و کوانتوم را به هم می‌چسباندند! اگر همین‌طور ادامه دهید نصف بیشتر علم را باید به جرم تناقض با عقلی که شما می‌شناسید از صحنه روزگار محو کرد.

 

 

 

باز هم فیزیک کوانتوم...عشق من

این اواخر یکی از دوستان ازم راجع به مسئله ی همزمانی وجود جسمانی در دو مکان مختلف سؤال کرد. امروز داشتم یه کتاب می خوندم . یه تیکه حس کردم می تونه جواب اون سؤال باشه...

ولی از اونجا که فکر میکنم اون دوست عزیز تا حالا چیزی از کوانتوم نخونده ، مجبورم مستقیم نرم سر جواب و اول یه مقدار توضیحاتی رو بیارم که واسه فهم اون جواب لازمه. وقتی رسیدم به اون قسمت (جواب سؤال) تذکر میدم...

 با اومدن فیزیک کوانتوم ، دانش بشر زیر سؤال رفت. فیزیک کوانتوم میگه اون چیزی که تصور می کنیم همون چیزیه که می بینیم. همون بحث معروف دوگانگی رفتار الکترون در شرایط مختلف آزمایش که گاهی بصورت موج عمل می کنه و تمام خواص موج رو از خودش بروز می ده ، گاهی هم به شکل ذره عمل می کنه!! و این که کی چطور عمل می کنه بستگی به این داره که ما ازش چی بخوایم! به عبارت دیگه ، تصور ما از جهان و شیوه ای که جهان به نظرمان می رسد اساساً بهم ربط دارند. به هر حال رابطه ی میان تصور و "واقعیت" نکته ی ظریفیه.

اصل مهم و معروف دیگه ای که در فیزیک کوانتوم هست ، اصل عدم قطعیته. یعنی چی؟ هر ذره ویژگی های مختلفی داره که قابل اندازه گیری هستن. مثلاً انرژی ، مکان ، زمان ، اندازه حرکت و ... این اصل میگه اگه دقت اندازه گیری سرعت یه جسم متحرک از یه حدی بالاتر بره ، تعیین مکان دقیق اون جسم ممکن نیست. (و بالعکس). در واقع اگه یکی رو (موقعیت یا اندازه حرکت) با دقت بالا تعیین کنید ، تمام اطلاعاتمون رو در مورد اون یکی ویژگی از دست میدیم. و این یعنی جهان همیشه تا حدی نامعین خواهد بود.

در مورد انسان ، عبارت "آنچه هستم" ، ساختار ویژه ای از تفکر است. با دگرگون کردن افکار درباره ی خودم و شما ، خودم و شما را تغییر خواهم داد! به این میگن اصل مکملیت. همیشه دو شیوه ی مکمل برای ساختار دادن به واقعیت وجود داره. اگه از یه شیوه به واقعیت نگاه کنید ، اون یکی روش تعریف نشده میشه. درباره اتم مکملیت موجی-ذره ای برقراره. در مورد انسان: وقتی با روستتون رابطه ی خوبی دارید ، بین شما هیچ فاصله ای دیده نمیشه و حتی گاهی در یک زمان افکار مشابهی دارید! ولی وقتی شرایط خوبی ندارید، متوجه جدایی میشین و این که چقدر با هم فرق دارید! تا جایی که میدونیم این مکملیت در هر ذره یا انرژی وجود داره. به این ترتیب هیچ تعجبی نداره که یه موضوع واحد در یک روز خیلی براتون بد باشه و یه روز دیگه عالی! جهان دارای تضاد است.

ما در ورای زمان به خودمان و به یکدیگر شکل می دهیم. توالی زمانی مفهومی نداره. چون پروسه ی شکل گیری قبل از این که ماده شکل خارجی به خودش بگیره شروع میشه. فیزیکدانان کوانتوم آن را فاز پیش-ماده می نامند ؛ تابع موج کوانتومی. این تابع با دقت بالایی قابل محاسبه است ، ولی در واقع هیچ چیز نیست. امواج کوانتومی قادر به حرکت با سرعتی ورای سرعت نور هستند. اینشتین و فیزیکدانان بعد از او نشان دادند هر چیزی که بتونه سرعتش از سرعت نور بیشتر بشه رو میشه بصورت توالی معکوس زمانی مشاهده کرد. بعضی از ناظران این توالی زمانی رو بصورت یه فیلم میبینن و برای بعضی هم فیلم بصورت معکوس پخش میشه.

موج کوانتومی در واقع احتمال وقوع یک رخداد است. این احتمال نه تنها در ذهن ما وجود داره ، بلکه در فضا-زمان هم حرکت میکنه. خلاصه این که موج کوانتومی موجی از احتمال است که با سرعتی بیش از C حرکت می کند و ذهن ما را به جهان مادی پیوند می زند.

جهان چطور رفتار می کند؟ هیچ کس جوابش را نمی داند. به هر حال می دانیم که ارجاع به خود بخش مهمی از این فرآیند است. از دید فیزیک کوانتومی که زیربنای تمام جهان فیزیکی است ، شیوه ی رفتار جهان چنان است که موج کوانتوم بین دو رویداد جریان می یابد. درست مثل رودی که سرچشمه رو ترک می کنه و به طرف گودی میره. ولی بعدش در فضا-زمان برمیگرده و و از گودی به سرچشمه جاری میشه. پس خورد جاصله بین موج کوانتوم و فضا-زمان تصوری را بازمی تاباند که باعث ایجاد تجربه می شود و ما آن را "واقعیت" می نامیم. در زبان فیزیک کوانتوم می گوییم موج در مزدوج مختلط خود ضرب میشود تا احتمالات جهان واقعی را ایجاد کند. تا حالا دقت کردید برای این که خودتونو توی آینه ببینید باید خودتونو فراموش کنید؟ و برای این که خودتونو فراموش کنید باید خودتونو مورد توجه قرار بدید! از طریق خودیابی هست که قادر میشیم خودمونو تغییر بدیم. با در نظر گرفتن خود در دیگران می تونیم خودمونو تغییر بدیم.

اندیشه باعث تغییر شدت موج کوانتومی میشه . در نتیجه شدت موج کوانتومی معیاریه برای احتمال وقوع رویدادها. هر چی آگاهی و هوشیاری فرد مشاهده کننده بیشتر باشه ، احتمال وقوع رویداد هم بالاتره. آگاهی ، موج کوانتومی و در نتیجه جهان فیزیکی را دگرگون میکند. این یعنی اندیشه می تونه با  سرعتی بیش از سرعت نور حرکت کنه.

 جهش کوانتومی حرکت چیزی از یک نقطه به نقطه ی دیگر است ، بدون آن که از مناطق حد واسط آنها عبور کند. شیء در یک لحظه در یک محل محو میشود و در همان لحظه در محلی دیگر ظاهر میشود. آنچه اتفاق می افتد این است که موج دستخوش نوع بخصوصی از حرکت سریع تر از نور میشود. این حرکت را فروپاشی تابع موج (یا انفجار موج) می نامیم. هر زمان که انفجار موج داشته باشیم ، یک جهش کوانتومی وجود داره و وقتی جهش کوانتومی رخ میده ، آگاهی مان دستخوش یه جهش کوانتومی میشه. وقتی جهش اتفاق میافته ، از موقعیت جدید شیء آگاه میشیم . این همون چیزیه که شهود یا فهم ناگهانی نامیده میشه. این اتفاق نمیتونه در همون لحظه و بدون ایجاد تغییر در جهان رخ بده. رابطه ی بین فهم یک رویداد و خود آن ، بسیار بسیار معنی دار و تنگاتنگ است. این معنی تا حد زیادی مشابه دیدن خودتان در آینه است. تصویر شما چیزیست که مشاهده میشود و البته شما مشاهده کننده هستید. اگر آگاهی خود از تصویرتان را تغییر دهید، تصویر شما تغییر می کند، این طور نیست؟

 

 

 

 

 

1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 11 12 13 14 15 16 17 18 19 20 21 22 23 24 25 

26 27 28 29 30 31 32 33 34 35 36 37 38 39 40

آخرین مقالات


 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

LEIBNITZ'S MONADS & JAVADI'S CPH

General Science Journal

World Science Database

Hadronic Journal

National Research Council Canada

Journal of Nuclear and Particle Physics

Scientific Journal of Pure and Applied Science

Sub quantum space and interactions from photon to fermions and bosons

مرز بین ایمان و تجربه  

نامه سرگشاده به حضرت آیت الله هاشمی رفسنجانی

آرشیو موضوعی

اختر فیزیک

اجتماعی

الکترومغناطیس

بوزونها

ترمودینامیک

ذرات زیر اتمی

زندگی نامه ها

کامپیوتر و اینترنت

فیزیک عمومی

فیزیک کلاسیک

فلسفه فیزیک

مکانیک کوانتوم

فناوری نانو

نسبیت

ریسمانها

سی پی اچ

 فیزیک از آغاز تا امروز

زندگی نامه

از آغاز کودکی به پدیده های فیزیکی و قوانین حاکم بر جهان هستی کنجکاو بودم. از همان زمان دو کمیت زمان و انرژی بیش از همه برایم مبهم بود. می خواستم بدانم ماهیت زمان چیست و ماهیت انرژی چیست؟


 

 

free hit counters

Copyright 2013 CPH Theory

Last modified 12/22/2013